«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
دور دوم «روایت معلق بعد بازگشت» در بوتیک هنر ایران | عکس دور دوم «روایت معلق بعد بازگشت» در بوتیک هنر ایران
دور دوم اجرای «روایت معلق بعد بازگشت» به کارگردانی محمد علیدادی در بوتیک هنر ایران به صحنه می‌رود. به گزارش خبرگزاری مهر، دور دوم اجرای نمایش «روایت معلق بعد بازگشت» به نویسندگی احسان جواهری و کارگردانی محمد علیدادی از یکشنبه ۱۷ خرداد ساعت ۲۰:۳۰ در سالن ۶ بوتیک هنر ایران روی صحنه می‌رود. در خلاصه داستان این نمایش آمده است: «یه یادگاری، یه خاطره، یه گذشته، یه چیزی شبیه به اینکه بخوای روایت معلق بعد از بازگشت یا روایتی معلق از رفتن یا نبودن بهت این خبر رو بده.» احسان جواهری، کتایون شجاعی، میترا سلیمانی، رضوان بخشی، محمد وفائیان، ونوس ...
دیدن ادامه ››

دور دوم اجرای «روایت معلق بعد بازگشت» به کارگردانی محمد علیدادی در بوتیک هنر ایران به صحنه می‌رود.

به گزارش خبرگزاری مهر، دور دوم اجرای نمایش «روایت معلق بعد بازگشت» به نویسندگی احسان جواهری و کارگردانی محمد علیدادی از یکشنبه ۱۷ خرداد ساعت ۲۰:۳۰ در سالن ۶ بوتیک هنر ایران روی صحنه می‌رود.

در خلاصه داستان این نمایش آمده است: «یه یادگاری، یه خاطره، یه گذشته، یه چیزی شبیه به اینکه بخوای روایت معلق بعد از بازگشت یا روایتی معلق از رفتن یا نبودن بهت این خبر رو بده.»

احسان جواهری، کتایون شجاعی، میترا سلیمانی، رضوان بخشی، محمد وفائیان، ونوس اسدی، محمد امین بندرزاده، کیمیا شول و امیرعلی انتخابی نیکو بازیگرانی هستند که در این نمایش به ایفای نقش می‌پردازند.

نگار امیری به عنوان مجری طرح و سونیا اسماعیلی به عنوان مشاور کارگردان و بازیگردان در این نمایش حضور دارند.

از دیگر عوامل این نمایش می‌توان به روابط عمومی: علی یونسی، مدیر تبلیغات: مریم رازقی، طراح پوستر: ایمان جواهری، مدیر اجرایی: ویدا دستورانی و منشی صحنه: نیایش دستورانی اشاره کرد.

علاقه‌مندان می‌توانند بلیت این نمایش را از سایت تیوال یا گیشه بوتیک هنر ایران تهیه کنند.

 

امیر مسعود و لنا گودرزی این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خبر
درباره نمایش تل‌خاب i
نشست تحلیل و بررسی نمایش «تل‌خاب» با حضور کارشناسان این حوزه در موسسه روان‌ تحلیلی همراه برگزار می‌شود. | عکس نشست بررسی نمایش «تل‌خاب» برگزار می‌شودنشست تحلیل و بررسی نمایش «تل‌خاب» با حضور کارشناسان این حوزه در موسسه روان‌ تحلیلی همراه برگزار می‌شود.
به گزارش تئاترآنلاین، نشست تحلیل و بررسی نمایش «تل‌خاب» نوشته رها پوررحمتی به کارگردانی عباس اقسامی با تهیه‌کنندگی سعید آقاخانی و محسن عباسی روز جمعه بیست‌ونهم خرداد ساعت ۱۱ تا ۱۳ در موسسه روان تحلیلی همراه برگزار می‌شود. در این نشست تحلیلی، میثم پورغلامی (روانپزشک و روان‌درمانگر روانکاوانه)، امین خیراللهی (روانپزشک و روان‌درمانگر روانکاوانه) و رها پوررحمتی (روانشناس و نویسنده نمایش تل‌خاب) به نقد و بررسی این اثر که در تالار مولوی روی صحنه است، خواهند پرداخت. این نمایش روایتی از زندگی زنی در دربار قاجار است که مفاهیمی همچون اسارت در میل ...
دیدن ادامه ››

به گزارش تئاترآنلاین، نشست تحلیل و بررسی نمایش «تل‌خاب» نوشته رها پوررحمتی به کارگردانی عباس اقسامی با تهیه‌کنندگی سعید آقاخانی و محسن عباسی روز جمعه بیست‌ونهم خرداد ساعت ۱۱ تا ۱۳ در موسسه روان تحلیلی همراه برگزار می‌شود.

در این نشست تحلیلی، میثم پورغلامی (روانپزشک و روان‌درمانگر روانکاوانه)، امین خیراللهی (روانپزشک و روان‌درمانگر روانکاوانه) و رها پوررحمتی (روانشناس و نویسنده نمایش تل‌خاب) به نقد و بررسی این اثر که در تالار مولوی روی صحنه است، خواهند پرداخت.

این نمایش روایتی از زندگی زنی در دربار قاجار است که مفاهیمی همچون اسارت در میل دیگری، شرم و ترس از نداشته‌ها را به تصویر می‌کشد.

علاقه‌مندان می‌توانند برای حضور در این نشست به موسسه روان تحلیلی همراه به آدرس خیابان شریعتی، پایین تر از حسینه ارشاد، خیابان کوشا، پلاک ۵ مراجعه کنند.

محمد فروزنده این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
نمایشی از زندگی زیر سایه جنگ | عکس گفت‌وگو با محمد علیدادی، کارگردان «روایت معلق بعد از بازگشت»نمایشی از زندگی زیر سایه جنگ
محمد علیدادی، نویسنده و کارگردان نمایش «روایت معلق بعد از بازگشت» براین باور است که این اثر روایتی از جنگ است که به یک زمان و یک جغرافیا محدود نمی‌شود و به زندگی‌هایی می‌پردازد که در سایه این اتفاق شوم، مسیر طبیعی خود را از دست می‌دهند. نگار امیری: تئاتر در بسیاری از بزنگاه‌های تاریخی تلاش کرده روایت‌گر تجربه‌های انسانی در مواجهه با بحران باشد؛ تجربه‌هایی که گاه در دل جنگ‌ها شکل گرفته و به بخشی از حافظه جمعی یک جامعه تبدیل شده‌اند. نمایش «روایت معلق بعد از بازگشت» به نویسندگی و کارگردانی محمد علیدادی که این شب‌ها ...
دیدن ادامه ››

محمد علیدادی، نویسنده و کارگردان نمایش «روایت معلق بعد از بازگشت» براین باور است که این اثر روایتی از جنگ است که به یک زمان و یک جغرافیا محدود نمی‌شود و به زندگی‌هایی می‌پردازد که در سایه این اتفاق شوم، مسیر طبیعی خود را از دست می‌دهند.

نگار امیری: تئاتر در بسیاری از بزنگاه‌های تاریخی تلاش کرده روایت‌گر تجربه‌های انسانی در مواجهه با بحران باشد؛ تجربه‌هایی که گاه در دل جنگ‌ها شکل گرفته و به بخشی از حافظه جمعی یک جامعه تبدیل شده‌اند. نمایش «روایت معلق بعد از بازگشت» به نویسندگی و کارگردانی محمد علیدادی که این شب‌ها در بوتیک هنر ایران روی صحنه می‌رود نیز با چنین رویکردی شکل گرفته است.

این اثر با بهره‌گیری از فضایی مینیمال و استفاده از تصاویر و ویدئوهای آرشیوی، تلاش می‌کند مخاطب را با تجربه‌ای احساسی و تأمل‌برانگیز از پیامدهای جنگ مواجه کند؛ تجربه‌ای که اگرچه ریشه در یک مقطع تاریخی دارد اما از مرز زمان و جغرافیا عبور می‌کند.

به بهانه اجرای این نمایش، با محمد علیدادی درباره شکل‌گیری ایده اثر و دلایل اجرای این نمایش در شرایط امروز جامعه گفت‌وگو کردیم که در ادامه می‌خوانید:

نمایش «روایت معلق بعد از بازگشت»، اگرچه از دل یک موقعیت تاریخی مشخص شکل گرفته است، اما در واقع محدود به همان مقطع نیست. دلایل پرداختن به این نمایش را چگونه برمی‌شمارید؟

نمایش ما درباره انسان‌هایی است که جنگ آن‌ها را از ما گرفت؛ درباره ناگفته‌هایی که هرگز فرصت بیان پیدا نکردند و زندگی‌هایی که ناخواسته ناتمام ماندند. به نوعی می‌توان گفت این نمایش روایت تمام آن سرنوشت‌هایی است که در سایه جنگ، مسیر طبیعی خود را از دست دادند. برای من، جنگ تنها یک پس‌زمینه تاریخی نیست، بلکه بستری است برای روایت تجربه انسانی از فقدان، انتظار و ناتمامی.

به نظر می‌رسد ساختار اثر به گونه‌ای است که حتی با حذف عناصر مستقیم مرتبط با جنگ نیز می‌تواند در دوره‌های مختلف قابل اجرا باشد. چرا جنگ را محور اصلی کار قرار دادید؟   

بله، کاملاً. موضوعی که در این نمایش مطرح می‌شود، موضوعی انسانی است و به یک زمان یا جغرافیای خاص محدود نمی‌شود. جنگ در اینجا بیشتر به عنوان یک وضعیت انسانی مطرح است تا صرفاً یک واقعه تاریخی.  

به همین دلیل ما در نمایش، شخصیتی افغان را نیز اضافه کرده‌ایم. حضور این شخصیت در واقع اشاره‌ای است به جهانی که همچنان درگیر جنگ است. این انتخاب به مخاطب یادآوری می‌کند که مسئله جنگ، مسئله‌ای جهانی است و تجربه فقدان و ویرانی در نقاط مختلف جهان تکرار می‌شود.

با توجه به این ظرفیت، چرا به سمت بازنویسی نمایش و اشاره مستقیم‌تر به بحران‌های روز جامعه نرفتید؟

به باور من، یکی از ویژگی‌های مهم تئاتر لایه‌مند بودن آن است. تئاتر قرار نیست همه چیز را به شکل مستقیم و شعاری بیان کند. ما در نمایش از جنگ صحبت می‌کنیم، اما هر مخاطب می‌تواند با توجه به تجربه زیسته خود، برداشت متفاوتی از آن داشته باشد. برای مثال، در همین جنگ دوازده‌روزه اخیر متوجه شدم که نگاه و برداشت بسیاری از اطرافیانم نسبت به مفهوم جنگ تغییر کرده است. این تغییر ناشی از همان ترس و اضطرابی است که در ذات جنگ وجود دارد. بنابراین تلاش کردیم فضایی ایجاد کنیم که مخاطب بتواند با تجربه شخصی خود به اثر نزدیک شود و معنای آن را در ذهن خود کامل کند.

طراحی صحنه در این نمایش بسیار مینیمال است و در کنار آن از ویدئو نیز استفاده شده است. این تصاویر آرشیوی هستند یا برای اجرا تولید شده‌اند؟ استفاده از ویدئو چه نقشی در روایت دارد؟

در این اثر از تصاویر و فیلم‌های آرشیوی استفاده کرده‌ایم. هدف ما این بود که بتوانیم حس و فضای مورد نظر را به شکل مؤثرتری به مخاطب منتقل کنیم. این تصاویر کمک می‌کنند حافظه جمعی تماشاگر فعال شود و او بتواند ارتباط عاطفی عمیق‌تری با موضوع برقرار کند. در کنار آن، طراحی مینیمال صحنه نیز انتخابی آگاهانه بود. ما نمی‌خواستیم صحنه پر از عناصر بصری باشد که تمرکز مخاطب را از روایت اصلی دور کند. به همین دلیل سادگی صحنه و استفاده از تصاویر آرشیوی در کنار یکدیگر قرار گرفتند تا فضای ذهنی و احساسی اثر تقویت شود.

نمایش شما در سالن مهرگان اجرا می‌شود؛ سالنی که نسبت به برخی سالن‌های دیگر کمتر شناخته شده است. چرا این سالن را برای اجرا انتخاب کردید؟

انتخاب سالن مهرگان چند دلیل داشت. نخست اینکه شرایط مالی و توافقی که میان سالن و گروه تهیه و تولید شکل گرفت، امکان اجرای نمایش را برای ما فراهم کرد. از سوی دیگر، زمان اجرا برای ما اهمیت زیادی داشت. ما معتقد بودیم پیام این نمایش باید در همین مقطع زمانی مطرح شود. به همین دلیل ترجیح دادیم اجرای نمایش را به تعویق نیندازیم و در همان زمانی که امکانش فراهم شد روی صحنه ببریم.

با توجه به شرایط بحرانی جامعه، برخی گروه‌های نمایشی ترجیح می‌دهند اجرای آثار خود را به زمان دیگری موکول کنند. چرا شما چنین تصمیمی نگرفتید؟

از نگاه ما، تئاتر هنری است که در تمام دوره‌های بحران حرفی برای گفتن داشته است. در بسیاری از مقاطع تاریخی، تئاتر یکی از مهم‌ترین فضاها برای بیان دغدغه‌های اجتماعی بوده است. «روایت معلق بعد از بازگشت» نیز از همین منظر شکل گرفته است. البته حضور تماشاگر برای هر گروه نمایشی بسیار مهم و دلگرم‌کننده است، اما در کنار آن ما نوعی تعهد اجتماعی نیز احساس می‌کنیم.

به باور من، در شرایط بحرانی گفتن و روایت کردن اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. تئاتر می‌تواند فضایی برای تأمل، همدلی و گفت‌وگو ایجاد کند و همین مسئله دلیل اصلی ما برای اجرای این نمایش در شرایط فعلی بود.

منبع

محمد فروزنده این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خبر
درباره نمایشنامه‌خوانی سلسله دروغ i
حسین کشفی اصل، نمایش‌نامه‌خوانی «سلسله دروغ» را در تماشاخانه هیلاج برگزار می‌کند. | عکس به کارگردانی «حسین کشفی اصل» در تماشاخانه هیلاج «سلسله دروغ» نمایش‌نامه‌خوانی می‌شودحسین کشفی اصل، نمایش‌نامه‌خوانی «سلسله دروغ» را در تماشاخانه هیلاج برگزار می‌کند.
به گزارش روابط‌عمومی گروه، نمایش‌نامه‌خوانی «سلسله دروغ» به نویسندگی و کارگردانی حسین کشفی اصل، روز پنج‌شنبه ۲۸ خردادماه در تماشاخانه هیلاج روی صحنه می‌رود. کشفی اصل،که این متن را با اقتباسی از نمایش‌نامه «در پوست شیر» اثر «شون اوکیسی» شاعر و نمایش‌نامه‌نویس ایرلندی، نوشته و کارگردانی کرده، در این رابطه می‌گوید: «نمایش‌نامه در پوست شیر» را حدود ۲۸ سال پیش خواندم و آن را در غالب اجرایی متشکل از هم‌دوره‌ای‌های خودم در ۲۵ سال پیش کارگردانی کردم که آن نمایش، یک اجرا بیش‌تر ...
دیدن ادامه ››

به گزارش روابط‌عمومی گروه، نمایش‌نامه‌خوانی «سلسله دروغ» به نویسندگی و کارگردانی حسین کشفی اصل، روز پنج‌شنبه ۲۸ خردادماه در تماشاخانه هیلاج روی صحنه می‌رود.

کشفی اصل،که این متن را با اقتباسی از نمایش‌نامه «در پوست شیر» اثر «شون اوکیسی» شاعر و نمایش‌نامه‌نویس ایرلندی، نوشته و کارگردانی کرده، در این رابطه می‌گوید: «نمایش‌نامه در پوست شیر» را حدود ۲۸ سال پیش خواندم و آن را در غالب اجرایی متشکل از هم‌دوره‌ای‌های خودم در ۲۵ سال پیش کارگردانی کردم که آن نمایش، یک اجرا بیش‌تر نداشت. شرایط و شکل و ساختار تئاتر آن سال‌ها نسبت به امروز متفاوت بود. در تمام این سال‌ها، نمایش‌نامه «در پوست شیر»، گوشه‌ای از ذهن من بوده است. اکنون تلاش کردم با ‌توجه به شرایط اجتماعی کشورم، اقتباسی وفادارانه از آن متن انجام بدهم.

در خلاصه‌داستان این نمایش‌نامه آمده: «ما در سلسله‌ی دروغ‌ها زندگی می‌کنیم. جایی که هر لبخند، یک نقاب و هر کلمه، یک تله است».

مصطفی خسروجردی، امیرعباس حیدری، محمدرضا علی‌محمدی، کوثر باصری، حامی حاتمی، صبا سبحانی، بهادر خسروجردی، مانا دارابی، محمد امین و میکائیل ضیائی‌فرد، بازیگران این اجرا به ترتیب خوانش نقش هستند.

سایر عواملی که در این اجرا، حسین کشفی اصل را همراهی می‌کنند، عبارتند از: پرویز گوهری‌راد (عکاس)، محمد لهاک (طراح پوستر)، احمدرضا حجارزاده (امور رسانه و اطلاع‌رسانی).

گفتنی است نمایش‌نامه‌خوانی «سلسله دروغ»، پنج‌شنبه ۲۸ خردادماه ساعت ۱۹:۳۰، در تماشاخانه هیلاج به نشانی خیابان کریمخان، خیابان ایرانشهر،کوچه سمندریان (مهاجر)، پلاک ۲۲، روی صحنه می‌رود.

علاقه‌مندان به تماشای این اجرا، برای رزرو و تهیه بلیت می‌توانند به سایت تیوال مراجعه کنند.

برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خبر
درباره نمایش تل‌خاب i
جلسه نقدوبررسی نمایش «تل‌خاب» برگزار شد | عکس جلسه نقدوبررسی نمایش «تل‌خاب» به کارگردانی عباس اقسامی و با حضور روانشناسان و منتقدان در سالن اصلی تالار مولوی برگزار شد. جلسه نقدوبررسی نمایش «تل‌خاب» برگزار شد
به گزارش ایران تئاتر، نشست نقد و بررسی نمایش «تل‌خاب» با حضور فریبا مجد تیموری (روانشناس)، میثم بازانی (روان درمانگر و پژوهشگر روانکاوی)، فریال آذری (منتقد)، اعضای گروه نمایش و جمعی از تماشاگران در تالار اصلی مولوی برگزار شد.  «تل‌خاب» روایت ملکه‌ای در دربار قاجار است که زیر فشار نازایی و قدرت، با سفری کابوس‌وار به روان خود و مواجهه با ترومای پدری، امکان رهایی و باززایی را نه در تن، که در آگاهی می‌یابد. میثم بازانی در این نشست درباره شخصیت اصلی نمایش گفت: «ملک جهان، با مسئله بنیادین نازایی درگیر است و این نازایی نه فقط یک مشکل ...
دیدن ادامه ››

به گزارش ایران تئاتر، نشست نقد و بررسی نمایش «تل‌خاب» با حضور فریبا مجد تیموری (روانشناس)، میثم بازانی (روان درمانگر و پژوهشگر روانکاوی)، فریال آذری (منتقد)، اعضای گروه نمایش و جمعی از تماشاگران در تالار اصلی مولوی برگزار شد. 

«تل‌خاب» روایت ملکه‌ای در دربار قاجار است که زیر فشار نازایی و قدرت، با سفری کابوس‌وار به روان خود و مواجهه با ترومای پدری، امکان رهایی و باززایی را نه در تن، که در آگاهی می‌یابد.

میثم بازانی در این نشست درباره شخصیت اصلی نمایش گفت: «ملک جهان، با مسئله بنیادین نازایی درگیر است و این نازایی نه فقط یک مشکل جسمانی، بلکه مسئله‌ای تاریخی، فرهنگی و نمادین است که پیش از تولد او شکل گرفته است. کابوس‌هایی که در پایان نمایش تجربه می‌کند، بازتاب رابطه پیچیده او با والدین و پیام‌هایی است که جامعه پیشاپیش تعیین کرده است. این پرسش که من چرا به این دنیا آمده‌ام و والدینم چه می‌خواستند برای او هیچ پاسخ قطعی ندارد و تنها حدس‌ها و احتمالاتی مطرح می‌شود.»

او ادامه داد: «از منظر روانکاوی و نظریه‌های ژاک لکان، انسان همیشه با ناکامی و حدس‌های بی‌پایان همراه است و این ناکامی موتور روانی حرکت شخصیت و روایت است. ملک جهان در مسیر نمایش با شخصیت‌های جادوگر، موچول خانم و تلخک روبه‌رو می‌شود تا فرآیند خودشناسی، بازنگری و مواجهه با محدودیت‌ها و تکالیف تحمیلی را طی کند. این فرآیند همان چیزی است که در روانکاوی اتفاق می‌افتد؛ انسان وقتی با بحران مواجه می‌شود، باید بازنگری کند و فانتزی‌های بنیادین خود را دوباره شکل دهد.»

فریال آذری، منتقد تئاتر نیز با اشاره به شخصیت تلخک در این نمایش توضیح داد: «تلخک برخلاف سایر شخصیت‌ها که به دنبال ارائه پاسخ هستند، تنها رنج را آشکار می‌کند و مسیر خودآگاهی ملک جهان را روشن می‌سازد. حضور تلخک، آینه‌ای است که مخاطب و شخصیت‌ها را با واقعیت و محدودیت‌ها مواجه می‌کند و زبان طنز، متلک و بازی او نشان‌دهنده خشم نهادینه شده و همزمان ابزار تحلیل روانی است.»

او درباره ساختار نمایش افزود: «این اثر در مرز اسطوره، خواب، جادو و سیاست حرکت می‌کند؛ نه کاملاً نمادین و نه صرفاً رئالیستی است. متن نمایش از روایت خطی فاصله می‌گیرد و با تکرار، صدا و تصویر و مناسک، تجربه‌ای معلق میان کابوس جمعی و آیین نمایشی خلق می‌کند. زبان شعری و طلسم‌گونه متن، هم تهدید و هم احضار ایجاد می‌کند و مخاطب را به تعمق درباره مفاهیم بنیادین انسانی و اجتماعی وادار می‌کند. برخی صداها و دیالوگ‌ها ممکن است به هم نزدیک شوند و کارگردان تلاش کرده است این مسئله را کنترل کند، اما ذات متن، فضای شعری و احضارگونه را حفظ می‌کند و قدرت خود را در ایجاد تجربه‌های چندلایه برای مخاطب نشان می‌دهد.»

آذری در تحلیل نقش زنان توضیح داد: «زنان نمایش، حتی آن‌هایی که به ظاهر ابزار قدرت هستند، حامل پیام‌های عمیق درباره آزادی، رنج و نقش خود در ساختارهای اجتماعی‌اند. نقش زنان در خلقت و تولید هستی برجسته است و حتی مردان حاضر در صحنه، غالباً نقش ابزار و عملکرد را ایفا می‌کنند. آیین‌های آیینی مانند آیین زار نه فقط باروری یا درمان، بلکه ابزار آشکارسازی حقایق سرکوب‌شده و مسیر خودآگاهی شخصیت اصلی هستند. ملک جهان در مواجهه با بن‌بست‌ها و ناکامی‌ها، بازنگری در فانتزی‌ها و حدس‌های خود را آغاز می‌کند. درمی‌یابد که پاسخ‌ها نه در تاج و تخت، بلکه در شناخت خود و ارتباط با جهان پیرامون وجود دارد. این بازنگری و فاصله‌گیری از شبکه قدرت، منجر به تولد تازه، آزادی و خودآگاهی او می‌شود و پایان نمایش، آشتی او با سایه‌ها و جهان پیرامون را نشان می‌دهد، نه ادامه یک بازی سلطنتی محدود.»

آذری درباره موسیقی، صحنه‌آرایی و مناسک به کار گرفته شده در این اثر گفت: «موسیقی و نورپردازی بسیار دقیق اجرا شد و مناسک آیینی، به ویژه آیین زار، به شکل یک ابزار نمایشگر حقیقت سرکوب‌شده عمل کرد. این آیین‌ها به ملک جهان کمک کردند تا واقعیت را ببیند و مسیر خودآگاهی و بازنگری را طی کند. آیین‌ها و صحنه‌های آیینی، نه صرفاً جنبه تزیینی داشتند بلکه در فرآیند روانشناسی و رشد شخصیت نقش کلیدی ایفا کردند.»

فریبا مجدتیموری دیگر روانشناس حاضر در این نشست نیز گفت: «نمایش «تل‌خاب» نه فقط داستان یک خاندان سلطنتی، بلکه نمادی از شبکه‌های قدرت، ابزارها و مناسبات اجتماعی است. قدرت واقعی نه در تاج و تخت، بلکه در شناخت خود و تعامل با جهان پیرامون است. ملک جهان با پذیرش ناکامی، سایه و محدودیت‌های خود، از دنیای محدود و تحمیلی بیرون می‌آید و به آزادی، خودآگاهی و تولدی تازه دست می‌یابد.»

او افزود: «نمایش با ترکیب صحنه، موسیقی، آیین‌های آیینی و زبان شعری، مخاطب را به تأمل درباره جایگاه خود در نظام‌های قدرت، فرهنگ و جامعه دعوت می‌کند و نشان می‌دهد که رنج و ناکامی، موتور رشد و شناخت انسانی است. مناسک آیینی و صحنه‌های طلسم‌گونه، به ویژه در صحنه‌های پایانی، به ملک جهان کمک کردند تا با واقعیت مواجه شود و مسیر بازنگری و خودآگاهی را طی کند.»

مجدتیموری در جمع‌بندی تاکید کرد: «نمایش «تل‌خاب» تجربه‌ای چندلایه است که مخاطب را با پرسش‌های بنیادین انسانی، اجتماعی و فلسفی مواجه می‌کند. این اثر نشان می‌دهد که شناخت خود و تعامل با جهان پیرامون، منبع اصلی قدرت و رهایی است و نه تاج و تخت و ساختارهای تحمیلی.»

نمایش «تل‌خاب» به نویسندگی رها پوررحمتی با کارگردانی عباس اقسامی و تهیه‌کنندگی مشترک سعید آقاخانی و محسن عباسی تا ١٢ اسفند ساعت ١٩:٣٠ در سالن اصلی تالار مولوی روی صحنه است.

برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خبر
درباره نمایش جسد زنده i
نمایش «جسد زنده» نوشته لئو تولستوی، به طراحی و کارگردانی المیرا نوروزی، پس از توقف چند روزه، به صحنه باز می‌گردد. | عکس «جسد زنده» به صحنه باز می‌گرددنمایش «جسد زنده» نوشته لئو تولستوی، به طراحی و کارگردانی المیرا نوروزی، پس از توقف چند روزه، به صحنه باز می‌گردد.
به گزارش ایران تئاتر به نقل از روابط عمومی پروژه، نمایش «جسد زنده» نوشته لئو تولستوی، به طراحی و کارگردانی المیرا نوروزی، پس از توقف چند روزه، به صحنه باز می‌گردد و از امشب دوشنبه ۲۵ خرداد، ساعت ۱۹ در خانه نمایش مهرگان روی صحنه می‌رود. در این نمایش که کاری از گروه مایارت است، سارا ‌طلائی، مهشید ‌صداقت ‌منش، ستایش ‌صحرایی، یونس ‌رادمهر، آیسا ‌محمدی، سالار ‌برزگر، مرتضی ‌نصرآبادی، ملیکا ‌فولادی، بهار صالحی، امیررضا ‌سلطانی، مائده ‌عظیمی، محمدجواد ‌اصغری و المیرا ‌نوروزی به ایفای نقش می‌پردازند. در ...
دیدن ادامه ››

به گزارش ایران تئاتر به نقل از روابط عمومی پروژه، نمایش «جسد زنده» نوشته لئو تولستوی، به طراحی و کارگردانی المیرا نوروزی، پس از توقف چند روزه، به صحنه باز می‌گردد و از امشب دوشنبه ۲۵ خرداد، ساعت ۱۹ در خانه نمایش مهرگان روی صحنه می‌رود.

در این نمایش که کاری از گروه مایارت است، سارا ‌طلائی، مهشید ‌صداقت ‌منش، ستایش ‌صحرایی، یونس ‌رادمهر، آیسا ‌محمدی، سالار ‌برزگر، مرتضی ‌نصرآبادی، ملیکا ‌فولادی، بهار صالحی، امیررضا ‌سلطانی، مائده ‌عظیمی، محمدجواد ‌اصغری و المیرا ‌نوروزی به ایفای نقش می‌پردازند.

در خلاصه این اثر آمده: این تراژدی خواب است یا بیداری؟ اگر خواب باشد من باید از آن بیدار شوم…

دیگر عوامل این اثر نمایشی ۶۰ دقیقه‌ای، عبارتند از مشاور هنری و دستیار کارگردان: محمدجواد ‌اصغری، منشی صحنه و آهنگساز: ایمان ‌تجریشی، مدیر تبلیغات: محمدسجاد ‌رشیدی، مدیر رسانه: امین ‌اسلامی، مشاور رسانه: پارسا اسماعیلی، عوامل فنی مهرگان(اتاق فرمان): امیرحسین ‌محمدی، علیرضا ‌ابوطالبی، عکاس: پارمیدا ‌محمدخانی، طراح نور و دکور: محمدجواد ‌اصغری، طراح پوستر و تیزر: المیرا ‌نوروزی، گریمور: ملیکا ‌فولادی، دستیار گریم: سارا ‌طلائی، ستایش ‌صحرایی.

علاقمندان نمایش «جسد زنده» می‌توانند جهت تهیه بلیت این نمایش، به سایت تیوال مراجعه کنند.

 

محمدسجاد رشیدی این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خبر
درباره نمایش تل‌خاب i
بلیت فروشی نمایش «تل‌خاب» به نویسندگی رها پوررحمتی و کارگردانی عباس اقسامی برای اجرا در تالار مولوی، آغاز شد. | عکس بلیت فروشی نمایش «تل‌خاب» به نویسندگی رها پوررحمتی و کارگردانی عباس اقسامی برای اجرا در تالار مولوی، آغاز شد.
به گزارش خبرگزاری مهر، همزمان با آغاز بلیت‌ فروشی نمایش «تل‌خاب» به نویسندگی رها پوررحمتی و کارگردانی عباس اقسامی از پوستر این نمایش با طراحی امیر دیباج رونمایی شد.سعید آقاخانی و محسن عباسی تهیه‌کنندگان این اثر نمایشی هستند که اجراهای دور دوم آن از فردا، یکشنبه، ۱۷ خرداد ساعت ۱۹:۳۰ در سالن اصلی تالار مولوی آغاز می‌شود.سحر گل‌شیرازی، رها پوررحمتی، مهدی حیدری، ساتیا نوروزی، مرضیه دهقان‌پور، غفور مکی‌ نصیریان، فرزاد پارسه، کارما یمقانی، زهرا فلاح، دیانا واحدیان، صدف خاقان و یاسمن رسولی‌راد بازیگران این نمایش هستند.عوامل و دست‌اندرکاران ...
دیدن ادامه ››

به گزارش خبرگزاری مهر، همزمان با آغاز بلیت‌ فروشی نمایش «تل‌خاب» به نویسندگی رها پوررحمتی و کارگردانی عباس اقسامی از پوستر این نمایش با طراحی امیر دیباج رونمایی شد.
سعید آقاخانی و محسن عباسی تهیه‌کنندگان این اثر نمایشی هستند که اجراهای دور دوم آن از فردا، یکشنبه، ۱۷ خرداد ساعت ۱۹:۳۰ در سالن اصلی تالار مولوی آغاز می‌شود.
سحر گل‌شیرازی، رها پوررحمتی، مهدی حیدری، ساتیا نوروزی، مرضیه دهقان‌پور، غفور مکی‌ نصیریان، فرزاد پارسه، کارما یمقانی، زهرا فلاح، دیانا واحدیان، صدف خاقان و یاسمن رسولی‌راد بازیگران این نمایش هستند.
عوامل و دست‌اندرکاران این اثر عبارتند از رضا مهدی‌زاده طراح صحنه و دکور، اتابک اسدی طراح نور، رضا فانید طراح صدا و آهنگساز، الهام ترکمن طراح لباس، مهتاب حسنی طراح گریم، امیر دیباج طراح پوستر، سعید آقاخانی صداپیشه، مهدی حیدری مجری طرح، نگار امیری مدیر روابط‌عمومی، محسن عامری ساخت تیزر، سارا محمدپور منشی صحنه، سحر حق‌شناس ساخت ماسک، سهیل مرادی طراح فنی دکور، رویال دکوریشن، رضا آقایاری، امیر آقایاری، محمد جواد وثوقی گروه ساخت دکور، فریبا عباسی، محدثه محمدی، مزون سیلوا، آزاده عباس‌پور، نسرین فروغی آذر، فریبا آقا میرزایی دوخت لباس.
علاقه‌مندان برای تهیه بلیت نمایش «تل‌خاب» می‌توانند به سایت تیوال مراجعه کنند.

برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خبر
درباره اشتراک تیوال+ i
کافه‌رستوران «ایستگاه» به تیوال‌پلاس پیوست. | عکس کافه‌رستوران «ایستگاه» به تیوال‌پلاس پیوست.
کافه‌رستوران «ایستگاه» به جمع خدمات تیوال پلاس اضافه شد. از این پس کاربران تیوال پلاس می‌توانند با مراجعه به کافه‌رستوران ایستگاه از ۱۰٪ تخفیف ویژه روی خدمات و سفارش‌های خود بهره‌مند شوند. این همکاری با هدف گسترش تجربه‌های شهری و ایجاد دسترسی آسان‌تر به فضاهای فرهنگی و پذیرایی باکیفیت شکل گرفته است. ایستگاه با فضای صمیمی و منوی متنوع خود، حالا یکی از مقاصد جدید برای اعضای تیوال پلاس است که می‌خواهند تجربه‌ای متفاوت از کافه‌نشینی و غذا داشته باشند.   این تخفیف ویژه فقط برای کاربران تیوال پلاس فعال است.
دیدن ادامه ››

کافه‌رستوران «ایستگاه» به جمع خدمات تیوال پلاس اضافه شد.

از این پس کاربران تیوال پلاس می‌توانند با مراجعه به کافه‌رستوران ایستگاه از ۱۰٪ تخفیف ویژه روی خدمات و سفارش‌های خود بهره‌مند شوند. این همکاری با هدف گسترش تجربه‌های شهری و ایجاد دسترسی آسان‌تر به فضاهای فرهنگی و پذیرایی باکیفیت شکل گرفته است.

ایستگاه با فضای صمیمی و منوی متنوع خود، حالا یکی از مقاصد جدید برای اعضای تیوال پلاس است که می‌خواهند تجربه‌ای متفاوت از کافه‌نشینی و غذا داشته باشند.

 

این تخفیف ویژه فقط برای کاربران تیوال پلاس فعال است.

امیر مسعود و نیلوفر ثانی این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
نمایش «میکروچیپ» به نویسندگی عطا عمرانی و مجید خانلری مقدم و کارگردانی عطا عمرانی، به‌زودی در تئاتر لبخند روی صحنه خواهد رفت. | عکس نمایش «میکروچیپ» به نویسندگی عطا عمرانی و مجید خانلری مقدم و کارگردانی عطا عمرانی، به‌زودی در تئاتر لبخند روی صحنه خواهد رفت.
این اثر نمایشی با نگاهی به نسبت انسان و تکنولوژی، جهان معاصر و تأثیرات متقابل انسان و ساخته‌هایش شکل گرفته است. در توضیح نمایش آمده است: «اول ما آن‌ها را می‌سازیم، بعد آن‌ها ما را.»عطا عمرانی که پیش از این به‌عنوان بازیگر در نمایش «هیدن» حضور داشته، این بار تازه‌ترین تجربه کارگردانی خود را با نمایش «میکروچیپ» به مخاطبان تئاتر ارائه خواهد کرد.نویسندگی این اثر را عطا عمرانی و مجید خانلری مقدم بر عهده داشته‌اند و داوود ونداده نیز به‌عنوان مجری طرح در این پروژه حضور دارد.اطلاعات تکمیلی شامل فهرست بازیگران، عوامل اجرایی ...
دیدن ادامه ››

این اثر نمایشی با نگاهی به نسبت انسان و تکنولوژی، جهان معاصر و تأثیرات متقابل انسان و ساخته‌هایش شکل گرفته است. در توضیح نمایش آمده است: «اول ما آن‌ها را می‌سازیم، بعد آن‌ها ما را.»
عطا عمرانی که پیش از این به‌عنوان بازیگر در نمایش «هیدن» حضور داشته، این بار تازه‌ترین تجربه کارگردانی خود را با نمایش «میکروچیپ» به مخاطبان تئاتر ارائه خواهد کرد.
نویسندگی این اثر را عطا عمرانی و مجید خانلری مقدم بر عهده داشته‌اند و داوود ونداده نیز به‌عنوان مجری طرح در این پروژه حضور دارد.
اطلاعات تکمیلی شامل فهرست بازیگران، عوامل اجرایی و زمان دقیق اجرا در روزهای آینده اعلام خواهد شد و بلیت‌فروشی این نمایش نیز متعاقباً آغاز می‌شود.


عکس: ایمان ارجمندی

امیرمسعود فدائی این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خبر
درباره نمایش رنگ انار i
«رنگ انار»، دعوت به زیستنی آگاهانه‌تر، آزادانه‌تر و مهربانانه‌تر است | عکس گفت‌وگو با بهنام ترابی، کارگردان تئاتر«رنگ انار»، دعوت به زیستنی آگاهانه‌تر، آزادانه‌تر و مهربانانه‌تر است
بهنام ترابی، کارگردان «رنگ انار»، این اثر را تجربه‌ای چندلایه از تقاطع تاریخ، بدن و اخلاق می‌داند که خشونت را فراتر از چارچوب سیاسی به مناسبات عاطفی، تصمیم‌های پزشکی و سکوت‌های اخلاقی گسترش می‌دهد. او امیدوار است این نمایش، یادآور شکنندگی انسان و دعوت به زیستنی آگاهانه‌تر، آزادانه‌تر و مهربانانه‌تر باشد. مهسا بهادری: نمایش «رنگ انار» به کارگردانی بهنام ترابی که از بهمن‌ ۱۴۰۴ در تماشاخانه انتظامی خانه هنرمندان ایران روی صحنه رفته و به‌علت جنگ تحمیلی سوم، اجرایش متوقف شده بود، از این پس، روزهای جمعه هر هفته تا دهم ...
دیدن ادامه ››

بهنام ترابی، کارگردان «رنگ انار»، این اثر را تجربه‌ای چندلایه از تقاطع تاریخ، بدن و اخلاق می‌داند که خشونت را فراتر از چارچوب سیاسی به مناسبات عاطفی، تصمیم‌های پزشکی و سکوت‌های اخلاقی گسترش می‌دهد. او امیدوار است این نمایش، یادآور شکنندگی انسان و دعوت به زیستنی آگاهانه‌تر، آزادانه‌تر و مهربانانه‌تر باشد.

مهسا بهادری: نمایش «رنگ انار» به کارگردانی بهنام ترابی که از بهمن‌ ۱۴۰۴ در تماشاخانه انتظامی خانه هنرمندان ایران روی صحنه رفته و به‌علت جنگ تحمیلی سوم، اجرایش متوقف شده بود، از این پس، روزهای جمعه هر هفته تا دهم مرداد، به صحنه خواهد رفت. 

نمایش «رنگ انار» در نقطه تلاقی تاریخ، بدن و اخلاق شکل می‌گیرد؛ جایی که روایت از زیست و تبعیدِ الکساندر سولژنیتسین آغاز می‌شود و به بحران روابط انسانی در فضایی بسته می‌رسد. بهنام ترابی در این اثر، با عبور از بازنمایی صرفِ اردوگاه‌های کار اجباری، به لایه‌های پنهان‌تری از خشونت می‌رسد؛ خشونتی که نه فقط در سازوکارهای سیاسی، بلکه در مناسبات عاطفی، در تصمیم‌های پزشکی و در سکوت‌های اخلاقی رخ می‌دهد.

عنوان نمایش، با ارجاعی مفهومی به جهان تصویری سرگئی پاراجانف (فیلمساز روسی - ارمنی)، هم‌زمان استعاره‌ای از تکثیر خاموش بیماری در بدن است؛ دانه‌هایی که زیبا به نظر می‌رسند اما حامل تهدیدند. اثری که واکاوی وضعیت تراژیک انسان معاصر است؛ انسانی گرفتار در مثلث قدرت، عشق و وجدان، که در مرز میان زیستن و فرسودگی ایستاده و ناگزیر است با مسئولیت انتخاب‌هایش روبه‌رو شود.

برای بررسی ابعاد این نمایش به مصاحبه با بهنام ترابی، کارگردان «رنگ انار» که در سالن انتظامی خانه هنرمندان ایران روی صحنه است، پرداختیم.

ایده اولیه «رنگ انار» از کجا شکل گرفت؟ یک تصویر بود، یک واقعه تاریخی یا یک دغدغه شخصی؟

در دو سال گذشته، پنج نمایشنامه نوشته‌ام و معتقدم هیچ اثری از خالقش جدا نیست. همواره بخشی از وجود نویسنده در اثر مستتر است و جدایی مطلق میان مؤلف و اثر را ممکن نمی‌دانم. «رنگ انار» نیز از این قاعده مستثنا نیست. این متن سال گذشته مورد توجه قرار گرفت و منتقدان آن را دوست داشتند. در دل اثر دو محور مهم وجود دارد: یکی سرگذشت الکساندر سولژنیتسین و نگاه به اردوگاه‌های کار اجباری و دیگری بحران روابط انسان‌ها در فضایی بسته؛ از جمله بیماران یک بخش سرطان. این عناصر به گمانم نمودهایی از اشکال مختلف خشونت و جنایت در بستر تاریخ و اجتماع‌ است.

اثر بیش از آن‌که بر یک محور صرفاً اجتماعی متمرکز باشد، درباره رابطه انسان‌هاست؛ روابطی که البته تحت تأثیر سیاست و تاریخ قرار می‌گیرند. تاریخ همواره بر مناسبات انسانی سایه انداخته و جهان نیز بر همین مدار حرکت می‌کند.

سرگئی پاراجانف یک فیلم به نام «رنگ انار» دارد که فیلمی کاملا تجربه‌گرا است و بر مبنای ساختار کلاسیک نیست، نمایش «رنگ انار» هم این چنین است، آیا تعمدی داشتید که این نام را برای نمایش انتخاب کردید؟ آیا یک ادای دین به پاراجانف بود؟

میان من، ادبیات و فرهنگ روس پیوندی عمیق وجود دارد. روسیه بخشی از تجربه زیسته من است و سال‌ها درباره ادبیات و سینمای آن تدریس کرده‌ام؛ حتی رساله دکتری‌ام نیز به این حوزه مرتبط بود. از این منظر، طبیعی است که تمایل داشته باشم ادای دینی به این فضا داشته باشم. فیلم «رنگ انار» ساخته پاراجانف، اثری کاملاً ماکسیمالیستی، فولکلوریک و سرشار از جزئیات بصری است. با این حال، ما درباره مدیوم تئاتر سخن می‌گوییم و طبیعتاً زبان این مدیوم تفاوت‌های بنیادین با سینما دارد. بنابراین بله یک ادای دین در سطح کانسپت و نگاه است.

عنوان «رنگ انار» برای من تنها یک ارجاع سینمایی نیست. در متن نمایش، سرطان به دانه‌های انار تشبیه می‌شود که در بدن پخش می‌شوند. این تصویر برایم اهمیت داشت؛ زیرا هم‌زمان می‌تواند زیبا و شاعرانه باشد و در عین حال حامل خشونتی پنهان. در اغلب آثارم تلاشی برای حفظ مرزی میان خشونت و زیبایی شاعرانه وجود دارد.

خشونتی که در آثار شما دیده می‌شود، تا چه اندازه ریشه در جهان درونی‌تان دارد و تا چه اندازه بازتاب اتمسفر اجتماعی است؟

گاهی خشونت در اثر، بازتاب خشونتی است که در جامعه جریان دارد. نمایش از فضایی رئال، یعنی اردوگاه کار اجباری، آغاز می‌شود و سپس به فضایی آوانگارد وارد می‌شود. در بخش رئال، حقیقت تاریخی در بطن اثر حضور دارد. نمی‌توان انکار کرد که در دوران اتحاد جماهیر شوروی، آزمایش‌های غیرانسانی بر زندانیان و بیماران انجام می‌شد و شمار زیادی در اردوگاه‌های کار اجباری جان خود را از دست دادند. با این حال، دغدغه من صرفاً بازنمایی تاریخ نبوده است.

شما نام‌هایی چون پاراجانف، سولژنیتسین و حتی شکسپیر و مکبث را در کنار هم قرار دادید، چه وجه اشتراکی میان این جهان‌ها وجود دارد؟

اگر شکسپیر و «مکبث» را از بستر تاریخی‌شان جدا کنیم، با مفاهیمی چون قدرت، فساد، جنون، وجدان و سرنوشت مواجه می‌شویم که همچنان معاصرند. همین امر درباره سولژنیتسین و حتی جهان شاعرانه پاراجانف نیز صادق است. وجه اشتراک این جهان‌ها در مواجهه با وضعیت تراژیک انسان است.

مواجهه شما با مفهوم خشونت تاریخ بیشتر سیاسی است یا اگزیستانسیال؟

محوریت اثر بر این ایده شکل گرفته که جنایت تنها در قالب خشونت عریان یا قتل آنی تعریف نمی‌شود، بلکه می‌تواند در مناسبات انسانی و در لایه‌های پنهان روابط شکل‌های گوناگون به خود بگیرد. در داستان، با شخصیت‌هایی مواجهیم که در مثلثی از قدرت، عشق و خشونت گرفتار شده‌اند. این وضعیت تنها یک درام شخصی نیست، بلکه بازتابی تاریخی نیز دارد.

شخصیت الکساندر سولژنیتسین در نمایش، مردی است که عمیقاً همسرش ناتالیا را دوست دارد، اما نمی‌تواند خود را از بستر سیاسی و اجتماعی زمانه‌اش جدا کند. او به دلیل یک اعتراض تبعید می‌شود و نزدیک به ده سال را در تبعید می‌گذراند. در این دوران، با وجود آنکه به‌عنوان پزشک در بیمارستان فعالیت می‌کند و ظاهراً در حال انجام وظیفه‌ای انسانی است، دچار بحران اخلاقی می‌شود؛ بحرانی در نسبت خود با نینا، که میزان تعهد و مسئولیت‌پذیری‌اش را محک می‌زند. در اینجا جنایت تنها یک کنش بیرونی نیست؛ می‌تواند در قالب یک تصمیم پزشکی بدون رضایت، یک خیانت عاطفی، یا حتی سکوتی معنادار بروز پیدا کند. رنج انسان ابعاد پیچیده و چندلایه‌ای دارد و نمایش تلاش می‌کند این وجوه پنهان را آشکار سازد.

در کنار این ابعاد تاریخی و اخلاقی، اثر دارای لایه‌هایی ابزورد است. از لحاظ دیالوگ‌های طولانی و شاعرانه تا چه اندازه از جهان‌بینی اوژن یونسکو تأثیر پذیرفته‌اید؟

سال‌ها درباره اوژن یونسکو مطالعه و تحقیق کرده‌ام و آثارش را در دانشگاه تدریس می‌کنم. حتی تجربه اجرای نمایشی با محوریت او را نیز در کارنامه دارم. در حوزه تئاتر ابزورد، در شکل متأخر و در شکل کلاسیک آن، خوانش‌های گسترده‌ای داشته‌ام.

در جهانی که انسان‌ها ارتباط کلامی‌شان را از دست می‌دهند و زبان از کارکرد اصیل خود تهی می‌شود، ماهیت ابزوردیسم ناگزیر بروز پیدا می‌کند. انسان‌ها با یکدیگر سخن می‌گویند، اما یکدیگر را نمی‌شنوند. در جهانی که افسردگی، روزمرگی و از‌دست‌رفتن معنا بر آن حاکم است، نمی‌توان از ابزورد بودن فاصله گرفت. حتی اگر ما در چارچوب جنبش تئاتر ابزورد کار نکنیم، جهان معاصر خود واجد مختصات ابزورد است.

تمپوی کند اثر تا چه اندازه آگاهانه انتخاب شده و آیا تلاشی برای بازگرداندن انسان به ریتم طبیعی زندگی است؟

برای من اهمیت داشت که به تمپوی پایین‌تر برسم و جهان‌بینی‌ای را در اثر ارائه کنم که مخاطب فرصت تأمل بر صحنه‌ها را داشته باشد. در سینمای شرق نیز چنین رویکردی را می‌بینیم؛ برای نمونه آثار اوزو که با ریتمی آرام ساخته می‌شوند تا مخاطب بتواند به هر نما و سکانس بیندیشد. این دغدغه برایم وجود داشت که اتمسفر رنج و مشقت شخصیت‌ها، به‌ویژه بیماران، در امتداد زمان نمایش شکل بگیرد و مخاطب آن را لمس کند.

می‌توان گفت هدف، بازگرداندن مخاطب به ریتم طبیعی زیستن است؛ اما نه صرفاً به معنای آرامش، بلکه به معنای مواجهه بی‌واسطه با رنج و افسردگی. رنج، خود ریتمی دارد؛ زمان می‌طلبد تا درک شود. نمایش می‌کوشد مخاطب را از شتاب روزمره جدا کند و او را در موقعیتی قرار دهد که ناچار به تأمل شود؛ تأملی درباره خود، درباره روابطش و درباره شکل‌های پنهان خشونتی که ممکن است در زندگی روزمره بازتولید شود.

چرا در این نمایش تلاش داشتید تا زمان شکسته را با بدن نشان دهید؟

تجربه زمان در بدن یک‌نواخت نیست. وقتی شادیم، زمان کیفیتی متفاوت دارد با زمانی که اندوهگین یا در سوگ هستیم. انسانِ افسرده کند می‌شود؛ می‌خوابد، دراز می‌کشد، حرکتش حداقلی می‌شود. بدن برای سوگواری به زمان نیاز دارد. به همین دلیل، شکستن و کش‌دادن زمان در نمایش تلاشی است برای نزدیک شدن به ریتم واقعی بدن در وضعیت رنج. این زمانِ کش‌آمده، بازتابی از تجربه زیسته انسان در مواجهه با فقدان و اندوه است؛ تجربه‌ای که در جهان شتاب‌زده امروز کمتر مجال بروز پیدا می‌کند.

زمان در معنای فلسفیِ آن، چیزی فراتر از عقربه‌های ساعت است. آنچه در اندیشه «برگسون» از آن به دیرندی یاد می‌شود، کیفیت زیسته زمان است؛ زمانی که بسته به وضعیت روحی و جسمی ما کش می‌آید یا فشرده می‌شود.

در «رنگ انار» تلاش کردم همین زمانِ زیسته را بازآفرینی کنم. بدن برای درمان نیز به زمان نیاز دارد. رنج اگر مجال بروز پیدا نکند، به سطحی‌ترین شکل ممکن تقلیل می‌یابد. بنابراین کش‌دادن زمان در نمایش، تلاشی است برای نزدیک شدن به تجربه واقعی بدن در وضعیت اندوه و فرسودگی.

فرسودگی بدن روی صحنه چگونه از بازنمایی صرف فاصله می‌گیرد و به تجربه‌ای زیسته تبدیل می‌شود؟

اگر این فرسودگی از تجربه زیسته بازیگر و درک عمیق او از موقعیت بیاید، دیگر بازنماییِ صرف نیست. تماشاگر آن را حس می‌کند. ممکن است تماشای اثر از نظر روانی فرساینده باشد، اما این فرسودگی بخشی از تجربه است. ما با جهانی مواجهیم که سال‌ها تحت تأثیر سیاست، سرکوب و وقایع تاریخی، حق زیستن را از انسان‌ها سلب کرده است. نمایش تلاش می‌کند این فشار تاریخی را نه در قالب شعار، بلکه در قالب تجربه‌ای حسی منتقل کند.

لانتیموس در فیلم سینمایی «بوگونیا» اشاره می‌کند که مو برای ارتباط انسان با فرازمینی‌ها است، نبودن مو روی سر این افراد به بهانه سرطان می‌تواند نمادی برای زندانی شدن و عدم توانایی برای برقراری ارتباط با جهان بیرون باشد؟

بله. وقتی فردی به دلیل شیمی‌درمانی موهایش را از دست می‌دهد، این امر تنها یک تغییر ظاهری نیست؛ بر نحوه مواجهه دیگران با او نیز اثر می‌گذارد. حتی در تجربه شخصی‌ام دیده‌ام که وقتی بازیگری برای نقش موهایش را تراشید، واکنش اطرافیان متفاوت شد.

در این اثر نبود مو می‌تواند نشانه‌ای از آسیب‌پذیری، طردشدگی یا زندانی‌شدن در وضعیت بیماری باشد. بدن در اینجا حامل نشانه‌ای اجتماعی می‌شود؛ نشانه‌ای که پیش از هر کلامی دیده می‌شود و قضاوت را برمی‌انگیزد. بنابراین حذف مو، صرفاً یک انتخاب گریم نیست، بلکه بخشی از زبان بدن در نمایش است؛ زبانی که درباره انزوا، بیماری و گسست از جهان بیرون سخن می‌گوید.

در نسبت با آثار سینمایی مانند فیلم‌ لانتیموس نیز می‌توان گفت که هرچند پیوند مستقیمی وجود ندارد، اما دغدغه مشترک در حوزه روابط انسانی و سازوکارهای قدرت قابل مشاهده است. آبشخور این نگاه، بیش از آن‌که ارجاعی مستقیم باشد، در همان تئاتر تجربی و آوانگاردی است که لانتیموس آن را زیست کرده است. جایی که بدن، رابطه و قدرت درهم تنیده می‌شوند.

برای پرداختن به رنج بشر، زیستن و مرگ تا چه اندازه به روان‌شناسی و فلسفه اگزیستانسیالیسم رجوع کرده‌اید؟

همواره احساس کرده‌ام زندگی انسان بر حاشیه‌ای باریک میان زیستن و مرگ حرکت می‌کند. مرگ لزوماً به معنای پایان زیستی نیست؛ گاه می‌تواند تمثیلی از گذار، تغییر و ورود به ساحتی دیگر باشد.

در فلسفه اگزیستانسیالیسم، مسئله محوری آزادی است. دغدغه آثار من نیز در همین محور می‌گذرد. آزادی‌ای که گاه در مواجهه با مرگ آشکار می‌شود. انسانی که در مرز مرگ قرار می‌گیرد، ناگزیر است از خود بپرسد با این زندگی چه می‌خواهد بکند. در «رنگ انار»، بیماران در مرز میان زیستن و رفتن ایستاده‌اند و در جست‌وجوی معنایی تازه‌اند؛ همان‌گونه که الکساندر سولژنیتسین در زندان، در مواجهه با امکان مرگ، به بازتعریف زندگی و آزادی می‌رسد. مرگ برای او صرفاً نیستی نیست، بلکه امکانی است برای ورود به افقی دیگر از معنا.

در عین حال، نزدیک شدن به مرگ به معنای ستایش آن نیست. برعکس، آگاهی از فناپذیری، شکوه زندگی را پررنگ‌تر می‌کند. وقتی بدانیم مرگ روزی ما را از این جهان خواهد ربود و به رنج‌ها پایان خواهد داد، شاید زیستن را جدی‌تر بگیریم. شاید آنچه امروز برایمان محور نزاع و حرص است، رنگ ببازد. اگر «رنگ انار» دستاوردی داشته باشد، امیدوارم یادآوری شکنندگی انسان و دعوت به زیستنی آگاهانه‌تر، آزادانه‌تر و مهربانانه‌تر باشد.

منبع: ایران تئاتر

امیرمسعود فدائی و امیر مسعود این را خواندند
ویگن اوانسیان این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خبر
درباره نمایش رنگ انار i
قلم‌فرسایی در یخبندان نوشته رضا بهکام | عکس قلم‌فرسایی در یخبندان نوشته رضا بهکام
نمایش «رنگ انار» به نویسندگی و کارگردانی «بهنام ترابی» پیشتر در زمستان سال گذشته کار خود را در خانه هنرمندان و سالن استاد انتظامی آغاز کرده اکنون با اصلاحاتی جزئی و از اردیبهشت امسال به روی صحنه رفته است؛ نمایشی در پنج پرده که مدت زمانی حدود چهار ساعت تماشاگران خود را به دعوت می‌نشیند. شاعرانه‌ایی با تمرکز بر رُمان سه جلدی «مجمع الجزایر گولاگ» اثر «الکساندر سولژنیتسن» که اقتباسی از نمایشنامه «تراژدی مکبث» اثر «ویلیام شکسپیر» را نیز در خود به نمایش در نمایشی زندگی‌بخش نزدیک می‌کند. اگرچه که وجه ...
دیدن ادامه ››

نمایش «رنگ انار» به نویسندگی و کارگردانی «بهنام ترابی» پیشتر در زمستان سال گذشته کار خود را در خانه هنرمندان و سالن استاد انتظامی آغاز کرده اکنون با اصلاحاتی جزئی و از اردیبهشت امسال به روی صحنه رفته است؛ نمایشی در پنج پرده که مدت زمانی حدود چهار ساعت تماشاگران خود را به دعوت می‌نشیند.

شاعرانه‌ایی با تمرکز بر رُمان سه جلدی «مجمع الجزایر گولاگ» اثر «الکساندر سولژنیتسن» که اقتباسی از نمایشنامه «تراژدی مکبث» اثر «ویلیام شکسپیر» را نیز در خود به نمایش در نمایشی زندگی‌بخش نزدیک می‌کند.

اگرچه که وجه تشابه و اشتراکات رمان نامبرده با نمایشنامه شکسپیر دست‌کم در تِم و کانسپت محوری آن حداقل است اما می‌توان دلیل آن را در جهان تأتری و ارکان نمایشی آن جست، در جهان سرد نمایش با جزیره‌ایی دورافتاده طرف هستیم که در آن اردوگاه کاری اجباری بنا شده و از سویی مرکز درمانی بیماران لاعلاج و سرطانی را در خود داراست، اُبژه‌های شخصیتی نویسنده در یخبندانی بسیط هر کدام به کور سوی امیدی دلبسته‌اند، یکی به عشق بازگشت به خانه و همسر خودکشی کرده‌اش در مسکو و دیگری در رؤیای نقاشی شده پرتره معشوقه‌ایی به قتل رسیده و از دیگر سوی دختر و پسری سرطانی که در واپسین روزهای زندگی خود به جهان نمایش مکبث و خیال‌انگیزی آن دل‌خوش کرده‌اند؛

شخصیت «دِمکا» با بازی درخشان و هوشمندانه «نازنین مقصودی» که تجسد یافته هویت «الکساندر» در جهان بیرونی و واقعی است در سیالیت ذهن نویسنده بخش سیزده مرکز درمانی گولاگ را نقش‌آفرینی می‌کند، در امتداد این شخصیت هیبریدی و ادغام شده می‌توان به اثربخشی شخصیت‌های «دکتر اسنات» با بازی متمرکز و روان «هومان امینیان» و شخصیت «رُوزانُوف» با بازی استثنایی «محمد تخشی» و همچنین نقش در نقش شخصیت «مکبث» با بازی قدرتمند «محمد حسن رحیمی» اشاره کرد که به جهان برتافته از خالق اثرش هویتی عمیق اعطا کرده است.

آنچه که متن رنگ انار را مطبوع می‌کند نقطه آرمانی واژگان «امید» و «انتظار» در بسترش است که در قیاس با متون «ساموئل بکت» نویسنده ایرلندی و ایضاً در نمایشنامه «در انتظار گودو» وی این انتظار تا رسیدن به دریچه نور و بر آورده شدن رؤیاهای کوچک و بزرگ و بلکه ناشدنی به ساز و کاری موازی بدل شده است.

روایت «رنگ انار» داستان «الکساندر سولژنیتسن» نویسنده بزرگ روسی در قرن بیستم است که بیست سال از بهترین سال‌های عمرش را به دلیل افشاگری جنایات استالین رهبر شوروی سابق در تبعید گذراند لذا متن پیش روی با وام جستن از پلات رمان «مجمع الجزایر گولاگ» در تلاش است تا نوعی از استقامت و مبارزه شخصی و درونی شده نویسنده را برای تماشاگرانش عیان کند.

آنچه که توجه من را به عنوان یک تماشاگر بیش از هر چیز جلب کرده است بخش‌های فنی و اجراییات اثر از یک طرف و میزانسن‌های منتظم در طرف مقابل آن است، کارگردان نمایش با استفاده از نورهای تنگستن برای فضاسازی داخلی و در پاره‌ایی اوقات نورهای سرد و یخی برای فضاسازی محیط بیرونی آسایشگاه که هویت مکانمندی را در اثرش ایجاد می‌کند تلاش کرده تا با بهره‌مندی از نورهای نامبرده و البته نورهای موضعی به دلیل جداسازی و هویت‌‌بخشی به برخی شخصیت‌های اصلی و مکمل و همچنین بکارگیری نورهای اکسترنال و پُرتابل (قابل‌حمل)، سوژه‌های نمایشی خود را در امتداد بُنمایه اثرش با تصویرسازی شاخصی از خود در مسیری آوانگارد همراه کند. این مقوله صحنه‌های خلق شده و قاب‌های ایجاد شده را به سوی کاشت ایماژهای موجز و شاعرانه در ذهن مخاطب سوق می‌دهد تا امواج خیالی و وهم‌انگیز اثر همواره در بسامد موتیف گونه‌اش جلوه‌ساز باشد؛ در طرف مقابل میزانسن شخصیت‌های نمایش دارای هندسه معین و تاکیدشونده‌ است، استفاده کارگردان از زاویه قائمه در ورود و خروج‌ها یک امر اصلی و توسعه یافته است که شامل دستیار نورهای اکسترنال پرتابل و مدیران صحنه نیز می‌شود به واقع ترسیم‌گر گونه‌های متفاوتی از چهارضلعی‌های منتظم ساده‌ایی چون مربع و مستطیل است که این در مفهوم ذاتی نمایش و البته همسو با مفهوم اصلی رُخدادها اضطراب و فشار و تنش درونی شده را به نمایش می‌گذارد.

قاعدتاً استفاده از چنین اَدوات صحنه‌ایی مانند تنوع نور و موسیقی انتخابی پخش شده و ایجاد تمپو پایین در میزانسنِ بازیگران که همسو با جهان متن و شخصیت‌های روایت است ریتم نمایش را کُند می‌کند، از طرفی ساختار متن به دلیل استفاده از دو جهان متفاوت رمان روسی و نمایشنامه بریتانیایی صدرالشرح در خلق و اقتباس نهایی خود بسیار ماکسیمال نشان می‌دهد و این سینرژی یا به عبارتی هم‌افزایی‌ها در روزگار امروز ممکن است اثر را برای برخی مخاطبانش در ابهام باقی بگذارد اگرچه که تفاسیر متعددی را با خود به همراه خواهد آورد، علاوه بر ریتم کُند مذکور که برگرفته از تِم شاعرانه اثر و بافت مکانمند آن و سیطره ایدئولوژی زمانمند دوران استالینی آن است و گریزی هم از آن نیست یحتمل برای برخی تماشاگران مدت زمان طولانی نمایش چالشی تحمل‌گونه را به همراه داشته باشد.

قدر مسلم با توجه به پشتوانه غنی علمی و دانشگاهی «دکتر بهنام ترابی» می‌توان در آینده برای او و تیم همراهش مسیری نورانی و پر طمطراق را متصور شد.

نمایش «رنگ انار» تا نیمه تابستان سال جاری در عصر هر جمعه‌ در خانه هنرمندان ایران سالن استاد انتظامی به اجرای خود ادامه می‌دهد و تماشاگران تئاترهای آوانگارد و معناگرا می‌توانند از این اثر دیدن کرده و لذت ببرند.

 

امیرمسعود فدائی این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خبر
درباره نمایشنامه‌خوانی هنری چهارم i
نمایشنامه «هنری چهارم» اثر لوئیجی پیراندلو با کارگردانی محمدسجاد رشیدی در قالب اجرای نمایشنامه‌خوانی روی صحنه می‌رود. | عکس بازگشت شاهکار پیراندلو پس از ۵۸ سال به صحنهنمایشنامه «هنری چهارم» اثر لوئیجی پیراندلو با کارگردانی محمدسجاد رشیدی در قالب اجرای نمایشنامه‌خوانی روی صحنه می‌رود.
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، نمایشنامه روان‌شناختی و دراماتیک «هنری چهارم» اثر لوئیجی پیراندلو، پس از نزدیک به ۶ دهه دوری از صحنه‌های تئاتر ایران، با کارگردانی محمدسجاد رشیدی در قالب اجرای نمایشنامه‌خوانی، در خانه نمایش مهرگان روی صحنه می‌رود. این اثر که آخرین بار ۵۸ سال پیش در ایران به اجرا درآمده بود، با رویکردی مدرن و متناسب با خوانش‌های معاصر تئاتر، توسط گروه آموزشی «کلاکت» و با حمایت «خانه نمایش مهرگان» برای اجرا در خردادماه سال جاری آماده شده است. «هنری چهارم» با ترجمه حمید احیا، داستان مردی را روایت ...
دیدن ادامه ››

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، نمایشنامه روان‌شناختی و دراماتیک «هنری چهارم» اثر لوئیجی پیراندلو، پس از نزدیک به ۶ دهه دوری از صحنه‌های تئاتر ایران، با کارگردانی محمدسجاد رشیدی در قالب اجرای نمایشنامه‌خوانی، در خانه نمایش مهرگان روی صحنه می‌رود.

این اثر که آخرین بار ۵۸ سال پیش در ایران به اجرا درآمده بود، با رویکردی مدرن و متناسب با خوانش‌های معاصر تئاتر، توسط گروه آموزشی «کلاکت» و با حمایت «خانه نمایش مهرگان» برای اجرا در خردادماه سال جاری آماده شده است.

«هنری چهارم» با ترجمه حمید احیا، داستان مردی را روایت می‌کند که پس از سقوط از اسب در یک نمایش آیینی، خود را در نقش پادشاه هنری چهارم می‌پندارد و اطرافیانش را ناچار به بازی در این وهم تاریخی می‌کند؛ اثری عمیق که به مفاهیمی چون جنون، هویت و ماسک‌های اجتماعی می‌پردازد.

بر اساس این گزارش، حسین شاهوردی تهیه‌کنندگی این اثر را بر عهده دارد و جمعی از هنرجویان و بازیگران جوان در این اجرا به عنوان نقش‌خوان حضور دارند.

کیارش اعرابی، پرهام بصیرتی، طناز بختیاری، حمیدرضا بابک، محمدسام جعفری، فاطمه خدادادی، مصطفی رفعت، بهار صلحی، گلبرگ عسکری، نگار علی‌بیگی، محمد علینژاد، سینا قربانی آهویی، محمدجواد عبدی، والا محمدی، مبینا معبودی، اهورا نوروزی، الهام یکتا نقش‌خوانان این نمایشنامه‌خوانی هستند.

نمایشنامه‌خوانی «هنری چهارم» در روزهای شنبه ۲۳ خرداد و یکشنبه ۲۴ خرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۹ در سالن شماره ۳ خانه نمایش مهرگان روی صحنه خواهد رفت و علاقه‌مندان جهت تهیه بلیت این اثر می‌توانند به سایت تیوال مراجعه نمایند.

منبع: خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)

برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خبر
درباره نمایش در انتظار گودو i
نمایشی که پس از ۵۰۰ اجرا باز هم به صحنه رفت! | عکس اجرای دور هفتم «در انتظار گودو» نمایشی که پس از ۵۰۰ اجرا باز هم به صحنه رفت!
امیرحسین جوانی که تیر ماه دور هفتم نمایش «در انتظار گودو» را روی صحنه می‌برد، تاکید کرد که در شرایط فعلی، این نمایش یکی از مناسب‌ترین آثاری است که می‌توان در ایران روی صحنه برد. به گزارش ایسنا، نمایش «در انتظار گودو» براساس متن مشهور ساموئل بکت، نمایشنامه‌نویس ایرلندی از جمله آثاری است که در واکنش به اتفاقات بعد از جنگ دوم جهانی نوشته شده و این نمایشنامه در ایران نیز در چندین مقطع با کارگردانی هنرمندانی از نسل‌های گوناگون روی صحنه رفته است.از جمله کارگردانان جوانی که در سال‌های اخیر این نمایشنامه را اجرا کرده، امیرحسین جوانی است ...
دیدن ادامه ››

امیرحسین جوانی که تیر ماه دور هفتم نمایش «در انتظار گودو» را روی صحنه می‌برد، تاکید کرد که در شرایط فعلی، این نمایش یکی از مناسب‌ترین آثاری است که می‌توان در ایران روی صحنه برد. 
به گزارش ایسنا، نمایش «در انتظار گودو» براساس متن مشهور ساموئل بکت، نمایشنامه‌نویس ایرلندی از جمله آثاری است که در واکنش به اتفاقات بعد از جنگ دوم جهانی نوشته شده و این نمایشنامه در ایران نیز در چندین مقطع با کارگردانی هنرمندانی از نسل‌های گوناگون روی صحنه رفته است.

از جمله کارگردانان جوانی که در سال‌های اخیر این نمایشنامه را اجرا کرده، امیرحسین جوانی است که این اثر نمایشی را علاوه بر تهران در ۷ شهر دیگر نیز روی صحنه برده است.

او قصد دارد از دهم تیر ماه بار دیگر این نمایش را با تغییری در ترکیب بازیگران روی صحنه ببرد.

جوانی در گفتگو با ایسنا از ضرورت اجرای دوباره این نمایش گفت و نیز از اجرای نمایش تازه‌اش «کالیگولا» در فصل پاییز خبر داد.

این کارگردان که نمایش خود را در مجموعه «لبخند» روی صحنه خواهد برد، درباره ضرورت اجرای دوباره این اثر نمایشی توضیح داد: از چند منظر می‌توان به این پرسش پاسخ داد. اولین نکته، نسبت مضمون نمایشنامه «در انتظار گودو» با شرایط فعلی جامعه است. بعد از تجربه های یک سال اخیر همه ما به نوعی در انتظار هستیم و از این نظر در «در انتظار گودو» ترین روزهای ایران به سر می‌بریم.

جوانی با اشاره به وضعیت این روزها افزود: همه ما در یک بلاتکلیفی به سر می‌بریم. همان گونه که یکی از دیالوگ‌های «ولادمیر» و «استراگون» هم در متن اشاره به بلاتکلیفی آنان دارد و در این شرایط بی‌ثبات که بسیاری از ما حتی برای فردای خود نمی‌توانیم برنامه‌ریزی کنیم، اجرای نمایشنامه «در انتظار گودو» کارکرد زیادی دارد چراکه موقعیت فعلی ما به موقعیت ولادمیر و استراگون ـ دو شخصیت اصلی این نمایشنامه ـ بسیار نزدیک است.

او ادامه داد: منظر بعدی، ساختار اجراست که دو نفر در یک شب منتظر کسی به نام «گودو» هستند و او نمی‌آید و آنان دوباره می‌روند تا فردا شب. این می‌تواند مضمونی باشد برای گروه ما که طی ۲ سال ۵۰۰ اجرا در ۸ شهر داشته‌ایم. ما هم هر شب به این انتظار می‌نشینیم و ناامید می‌شویم و دوباره می‌رویم تا فردا.

جوانی، استقبال تماشاگران را از این نمایش دیگر دلیل اجرای دوباره آن دانست و در این زمینه توضیح داد: همچنان از سوی مخاطبان که هنوز موفق به تماشای نمایش نشده‌اند، درخواست‌هایی برای اجرا داریم. از طرف دیگر، سالن «لبخند» هم پشنهاد اجرای این نمایش را داد و مجموعه اینها سبب شد که تصمیم به اجرای دوباره نمایش بگیریم.

او اضافه کرد: شخصا فکر نمی‌کردم روزی این نمایش به این تعداد از اجرا برسد. تصورم این بود که ۳۰ شب اجرا را تجربه خواهیم کرد ولی از روز اول این وعده را با اعضای گروه گذاشتیم که تا زمانی که تماشاگر شوق دیدن این اثر را داشته باشد، ما هم از نفس نیفتیم و روی صحنه بمانیم.
جوانی درباره تغییر و تحولات اجرای تازه این نمایش نسبت به اجراهای پیشین نیز گفت: اصلی‌ترین تغییر بازیگر نقش «پوتزو» است، مجتبی بیات نزدیک به ۵۰۰ اجرا با ما بود اما به دلیل مهاجرت ایشان از ایران برای ادامه تحصیل، در حال حاضر مشغول تمرین نمایش با یکی از بازیگران توانمند تئاترمان هستیم؛ علی محمودی که از درخشش ایشان در نمایش‌های «خانه وا ده» و «بی‌پدر» سید محمد مساوت و «ورق‌الخیال» اسماعیل گرجی، لذت بسیار بردم و خوشحالم که با این بازیگر توانمند و حرفه‌ای دارم کار می‌کنم. حضور ایشان قطعا شکل و حال و هوای نمایش را تحت تاثیر قرار می‌دهد و مخاطب با حضور ایشان اتمسفر تازه‌ای را تجربه می‌کند.

جوانی همچنین از شروع پروژه‌ای تازه خبر داد و گفت: حدود چهار پنج سال است که بر نمایشنامه دیگری که همچون «در انتظار گودو» مضامین فلسفی و اگزیستانسیالیستی دارد، کار می‌کنم، با توجه به علاقه شخصی خودم به ادبیات بعد از جنگ دوم جهانی، دو متن فاخر در این مقطع داریم، «در انتظار گودو» و دیگری، نمایشنامه «کالیگولا» اثر آلبر کامو. چند سالی است که دارم روی این نمایشنامه کار می‌کنم. پیش‌تولید این نمایش آغاز شده و پاییز امسال با ترکیبی از بازیگران تئاتر و بازیگرانی که احتمالا از طریق فرخوان انتخاب می‌شوند، این نمایش را در یکی از سالن‌های معتبر تئاتر کشور روی صحنه خواهیم برد.

به گزارش ایسنا، گروه اجرایی این نمایش به شرح زیر هستند: نویسنده: ساموئل ‌بکت، مترجم: نجف ‌دریابندری، کارگردان: امیرحسین ‌جوانی، تهیه‌کننده: سجاد ‌افشاریان، بازیگران: (به ترتیب ورود به صحنه): حمید ‌رحیمی،امیرمحمد ‌رفیع‌خواه، احمدرضا ‌خاکساری، علی ‌محمودی، بازیگر خردسال: مسیحا ذبیحی، مشاور پروژه: سیامک ‌صفری، طراح صحنه: امیرحسین ‌جوانی، طراح لباس و طراح درخت:کوشنا ‌شاهرخی، طراح نور: نیلوفر ‌نقیب ‌ساداتی، محمدرضا ‌رحمتی، طراح صدا و طراح گرافیک: مصطفی ‌فتاحی، دستیار کارگردان:احمدرضا ‌خاکساری، فاطمه محقق، مدیر صحنه:الیاس ‌طاهرقاسمی، عکاس: شاهین ‌آزما، مدیر تولید: محمدحسین سعید، ساخت تیزر: لوگ استدیو، مدیر تبلیغات: امیر قالیچی. 

به گفته او، قرار است نمایش «در انتظار گودو» از ۱۰ تیر ساعت ۱۸:۳۰ در سالن شماره سه لبخند روی صحنه برود.

سینا دهقان این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خبر
درباره نمایش زنبورهای کارگر i
رامبد جوان، در تازه‌ترین فعالیت خود در حوزه تئاتر، تهیه‌کنندگی نمایش «زنبور‌های کارگر» به کارگردانی علیرضا نجف را بر عهده گرفت. | عکس بازگشت رامبد جوان به تئاتر با «زنبور‌های کارگر»رامبد جوان، در تازه‌ترین فعالیت خود در حوزه تئاتر، تهیه‌کنندگی نمایش «زنبور‌های کارگر» به کارگردانی علیرضا نجف را بر عهده گرفت.
به گزارش شهرآرانیوز؛ این اثر نمایشی به کارگردانی علیرضا نجف قرار است از بیستم خرداد ماه در مجموعه تئاتر لبخند روی صحنه برود. این نمایش پیش‌تر در چند مقطع گوناگون و در تالار‌هایی مانند خانه رویداد جریان، تالار استاد انتظامی خانه هنرمندان ایران و مجموعه تئاتر «لبخند» روی صحنه رفته و دور جدید اجرا‌های آن با تهیه‌کنندگی رامبد جوان اجرا می‌شود. جوان که عمدتا در بخش تصویر مشغول فعالیت است، در ده‌های اخیر گاهی به عنوان بازیگر و گاهی هم به عنوان تهیه‌کننده در تئاتر فعالیت کرده است. آخرین حضور او در زمینه بازیگری تئاتر به بازی در نمایش «قصر ...
دیدن ادامه ››

به گزارش شهرآرانیوز؛ این اثر نمایشی به کارگردانی علیرضا نجف قرار است از بیستم خرداد ماه در مجموعه تئاتر لبخند روی صحنه برود.

این نمایش پیش‌تر در چند مقطع گوناگون و در تالار‌هایی مانند خانه رویداد جریان، تالار استاد انتظامی خانه هنرمندان ایران و مجموعه تئاتر «لبخند» روی صحنه رفته و دور جدید اجرا‌های آن با تهیه‌کنندگی رامبد جوان اجرا می‌شود.

جوان که عمدتا در بخش تصویر مشغول فعالیت است، در ده‌های اخیر گاهی به عنوان بازیگر و گاهی هم به عنوان تهیه‌کننده در تئاتر فعالیت کرده است.

آخرین حضور او در زمینه بازیگری تئاتر به بازی در نمایش «قصر موروثی خاندان فرکنشتاین» به کارگردانی آتیلا پسیانی بازمی‌گردد که سال ۹۸ در تماشاخانه ایرانشهر روی صحنه رفت.

او پیش‌تر در همین تماشاخانه با بازی در سه نمایش «درخت بلوط» به کارگردانی وحید رهبانی، «زنی از گذشته» کار محمد عاقبتی و «کالیگولا» به کارگردانی همایون غنی‌زاده روی صحنه رفته بود.

اما جوان گاهی هم در زمینه تهیه‌کنندگی تئاتر دست به تجربه زده و تهیه‌کنندگی نمایش‌هایی همچون «مثل شلوار جین آبی» و «اسلحه ناموس منه» هر دو به کارگردانی احسان گودرزی و «زیبایی گاهی زن است» به کارگردانی سهراب حسینی را بر عهده داشته است.

تازه‌ترین تجربه او در زمینه تهیه‌کنندگی تئاتر نمایشی است با نام «زنبور‌های کارگر» به نویسندگی و کارگردانی علیرضا نجف که بار دیگر در مجموعه تئاتر «لبخند» روی صحنه می‌رود.

 

در معرفی این اثر نمایشی آمده:

«درست لحظه‌ای که همه چیز قشنگه ممکنه فرو بریزه…

بخشی از نمایشنامه، کلاژی است از:

- معرکه‌گیری ایرانی

- «مکبث» نوشته ویلیام شکسپیر

- «دیوار چهارم» کار امیررضا کوهستانی.

بازیگران این اثر نمایشی (به ترتیب حروف الفبا) عبارتند از: ملیحه آقایی، علی تاریمی، شکوفه حیدریان، عدنان فراهانی و علیرضا نجف.

دیگر اعضای گروه اجرایی این نمایش به شرح زیر هستند: مشاور کارگردان: سعید زارعی دستیار کارگردان:ری‌را صدر، مدیر تولید و برنامه‌ریز:علی فتحی، طراح پوستر و لوگوتایپ: سعید شیرخانی، طراح صدا: امیرعباس سوری، طراح تصویر و ویدیومپ: علی تاجیک، طراح نور: میلاد الهی، طراح صحنه: علیرضا نجف، منشی صحنه و مدیر صحنه: آتنا شکیب، همراهان پروژه: کیارش کام رو، علی محمدجانی، روابط عمومی و تبلیغات: رومینا سندگل‌زاده.

نمایش «زنبور‌های کارگر» از بیستم خرداد ماه ساعت ۲۱ و به مدت ۶۵ دقیقه در سالن چهار مجموعه تئاتر «لبخند» روی صحنه می‌رود.

برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خبر
درباره نمایش فقط خدا | only god i
دور سوم اجرای نمایش «فقط خدا» در خانه نمایش مهرگان | عکس دور سوم اجرای نمایش «فقط خدا» در خانه نمایش مهرگان
نمایش «فقط خدا» (Only God) با کارگردانی و بازی محمود رشیدی، سومین دوره اجرای خود را از ۲۰ خردادماه در خانه نمایش مهرگان آغاز می‌کند. به گزارش ایران تئاتر به نقل از روابط عمومی پروژه، نمایش «فقط خدا» (Only God) به نویسندگی شاهین بامداد و محمود رشیدی و طراحی و کارگردانی و بازی محمود رشیدی، پس از دو دوره اجرا، سومین دوره اجرای خود را از ۲۰ خردادماه در خانه نمایش مهرگان آغاز می‌کند. این اثر نمایشی که نخستین‌بار در سال ۱۴۰۳ در سالن بوتیک تئاتر ایران واقع در پردیس تئاتر شهرزاد و دومین بار در سال ۱۴۰۴ در تالار محراب، سالن استاد جمیله شیخی روی صحنه رفت، ...
دیدن ادامه ››

نمایش «فقط خدا» (Only God) با کارگردانی و بازی محمود رشیدی، سومین دوره اجرای خود را از ۲۰ خردادماه در خانه نمایش مهرگان آغاز می‌کند.

به گزارش ایران تئاتر به نقل از روابط عمومی پروژه، نمایش «فقط خدا» (Only God) به نویسندگی شاهین بامداد و محمود رشیدی و طراحی و کارگردانی و بازی محمود رشیدی، پس از دو دوره اجرا، سومین دوره اجرای خود را از ۲۰ خردادماه در خانه نمایش مهرگان آغاز می‌کند.

این اثر نمایشی که نخستین‌بار در سال ۱۴۰۳ در سالن بوتیک تئاتر ایران واقع در پردیس تئاتر شهرزاد و دومین بار در سال ۱۴۰۴ در تالار محراب، سالن استاد جمیله شیخی روی صحنه رفت، این بار در سالن ۲ سویه خانه نمایش مهرگان میزبان علاقه‌مندان تئاتر خواهد بود.

«فقط خدا» نمایشی با رویکردی روان‌شناختی و فلسفی است که با نگاهی فراتر از مرزبندی‌های اعتقادی و ایدئولوژیک، به بررسی نسبت میان خالق و مخلوق و جایگاه انسان در جهان معاصر می‌پردازد. این اثر تلاش می‌کند از خلال مواجهه‌ای صریح با پرسش‌های بنیادین هستی، مخاطب را در مسیری از تأمل، بازاندیشی و خودشناسی همراه کند.

ساختار اجرایی نمایش نیز بر پایه نوعی گفت‌وگوی درونی و فرآیند درمان‌گرایانه شکل گرفته و می‌کوشد تجربه‌ای متفاوت از ارتباط میان صحنه و مخاطب ایجاد کند؛ تجربه‌ای که بیش از روایت صرف، بر مواجهه مستقیم با لایه‌های پنهان ذهن و روح انسان معاصر استوار است.

سومین دوره اجرای نمایش «فقط خدا» از چهارشنبه ۲۰ خردادماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۹ در سالن ۲ سویه خانه نمایش مهرگان روی صحنه می‌رود و علاقه‌مندان این اثر می‌توانند با مراجعه به سایت تیوال برای خرید بلیت، اقدام کنند.

محمدسجاد رشیدی این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خبر
درباره نمایش افلیا i
«افلیا» برای پنجمین بار روی صحنه می‌رود | عکس «افلیا» برای پنجمین بار روی صحنه می‌رود
نمایش «افلیا» به کارگردانی مسعود طیبی پنجمین دوره اجراهای خود را در تماشاخانه مهرگان آغاز می‌کند.به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی نمایش «افلیا» به کارگردانی مسعود طیبی که پیش‌تر در کشورهای ارمنستان، هند، تونس و سری‌لانکا روی صحنه رفته و در آرشیو جهانی شکسپیر در دانشگاه MIT به ثبت رسیده است، در دور جدید اجراهای خود را از ۲۰ خرداد در تماشاخانه مهرگان میزبان مخاطبان می‌شود.«افلیا» برداشتی معاصر از یکی از شناخته‌شده‌ترین شخصیت‌های جهان شکسپیری است؛ نمایشی که با نگاهی مستقل به سرنوشت افلیا، روایت تازه‌ای ...
دیدن ادامه ››

نمایش «افلیا» به کارگردانی مسعود طیبی پنجمین دوره اجراهای خود را در تماشاخانه مهرگان آغاز می‌کند.

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی نمایش «افلیا» به کارگردانی مسعود طیبی که پیش‌تر در کشورهای ارمنستان، هند، تونس و سری‌لانکا روی صحنه رفته و در آرشیو جهانی شکسپیر در دانشگاه MIT به ثبت رسیده است، در دور جدید اجراهای خود را از ۲۰ خرداد در تماشاخانه مهرگان میزبان مخاطبان می‌شود.

«افلیا» برداشتی معاصر از یکی از شناخته‌شده‌ترین شخصیت‌های جهان شکسپیری است؛ نمایشی که با نگاهی مستقل به سرنوشت افلیا، روایت تازه‌ای از این شخصیت ارائه می‌دهد.

این نمایش هر شب ساعت ۲۰:۳۰ در سالن شماره ۳ تماشاخانه مهرگان روی صحنه می‌رود.

سمیه طیبی تهیه‌کنندگی این اثر را بر عهده دارد و یگانه محمدی به عنوان تنها بازیگر این نمایش، ایفای نقش می‌کند.

علاقه‌مندان برای تهیه بلیت می‌توانند به سایت تیوال مراجعه کنند.

محمدسجاد رشیدی و کژال این را خواندند
مینا یوسفی این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خبر
درباره نمایش انسان فروشی نیست i
«انسان فروشی نیست» به کارگردانی مجتبی طباطبایی از ۱۸ تا ۲۹ خردادماه در خانه رویداد جریان به روی صحنه می‌رود. | عکس «انسان فروشی نیست» در خانه رویداد جریان«انسان فروشی نیست» به کارگردانی مجتبی طباطبایی از ۱۸ تا ۲۹ خردادماه در خانه رویداد جریان به روی صحنه می‌رود.
نمایش «انسان فروشی نیست» به نویسندگی سجاد بهره‌مند و کارگردانی مجتبی طباطبایی، از روز دوشنبه ۱۸ خردادماه تا جمعه ۲۹ خردادماه، در سالن شماره یک خانه رویداد جریان به روی صحنه می‌رود. این اثر که در ژانر کمدی سیاه به موضوعاتی چون آرامش، آزادی و پوچی می‌پردازد، هر شب راس ساعت ۲۰:۳۰ به مدت یک ساعت اجرا خواهد شد. نمایش «انسان فروشی نیست» به دنبال پاسخ به این پرسش است که آیا می‌توان از طریق فروش یک انسان به آرامش دست یافت و آیا آزادی، با یک «کلید» به دست می‌آید یا در میان کلمات گم شده است. این نمایش، تجربه‌ای تماشایی در ژانر ...
دیدن ادامه ››

نمایش «انسان فروشی نیست» به نویسندگی سجاد بهره‌مند و کارگردانی مجتبی طباطبایی، از روز دوشنبه ۱۸ خردادماه تا جمعه ۲۹ خردادماه، در سالن شماره یک خانه رویداد جریان به روی صحنه می‌رود.

این اثر که در ژانر کمدی سیاه به موضوعاتی چون آرامش، آزادی و پوچی می‌پردازد، هر شب راس ساعت ۲۰:۳۰ به مدت یک ساعت اجرا خواهد شد.

نمایش «انسان فروشی نیست» به دنبال پاسخ به این پرسش است که آیا می‌توان از طریق فروش یک انسان به آرامش دست یافت و آیا آزادی، با یک «کلید» به دست می‌آید یا در میان کلمات گم شده است. این نمایش، تجربه‌ای تماشایی در ژانر کمدی سیاه ارائه می‌دهد، جایی که خنده به عنوان آخرین پناه انسان در برابر پوچی مطرح می‌شود.

در این اثر هنری، مجتبی طباطبایی، ثمین جدی و محمد گمار به ایفای نقش می‌پردازند.

عوامل این نمایش عبارتند از: پرفورمنس: سپیده ارژنگی، گروه کارگردانی: مهدی بی‌نظیر، صالح گوهری، عارفه وطن‌خواه، منشی صحنه: سپیده ارژنگی، برنامه‌ریز: زهرا لبافیان، طراح گریم: ساغر کوچک‌زاده، مجری گریم: آرزو اروجی، طراح صحنه: محمد گمار، طراح لباس: ثمین جدی، سپیده ارژنگی، مدیر رسانه: پیام احمدی کاشانی، عکاس: پیام احمدی کاشانی، محدثه ابوترابی، طراح پوستر: مجتبی طباطبایی

علاقمندان می توانند جهت تهیه بلیت به سایت تیوال مراجعه فرمایند

لنا گودرزی این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خبر
درباره نمایش هری پاتر i
«هری پاتر» به صحنه تئاتر می‌آید | عکس «هری پاتر» به صحنه تئاتر می‌آید
نمایش «هری‌پاتر» به نویسندگی و کارگردانی شایان بهمنی در خانه ‌نمایش ‌مهرگان روی صحنه می‌رود. به گزارش ایران‌تئاتر به نقل از روابط عمومی گروه، نمایش «هری‌پاتر» به نویسندگی و کارگردانی شایان بهمنی، از روز چهارشنبه ۶ خردادماه، در سالن شماره یک «خانه نمایش مهرگان» روی صحنه خواهد رفت.این اثر نمایشی که روایتی اقتباسی از چهار رمان نخست مجموعه محبوب «هری پاتر» اثر جی.کی رولینگ است، هر شب ساعت ۲۱ میزبان علاقه‌مندان به هنر نمایش خواهد بود.در این نمایشِ پربازیگر، هنرمندان بسیاری از جمله سینا سلیقه‌دار، مانیا ...
دیدن ادامه ››

نمایش «هری‌پاتر» به نویسندگی و کارگردانی شایان بهمنی در خانه ‌نمایش ‌مهرگان روی صحنه می‌رود.

به گزارش ایران‌تئاتر به نقل از روابط عمومی گروه، نمایش «هری‌پاتر» به نویسندگی و کارگردانی شایان بهمنی، از روز چهارشنبه ۶ خردادماه، در سالن شماره یک «خانه نمایش مهرگان» روی صحنه خواهد رفت.

این اثر نمایشی که روایتی اقتباسی از چهار رمان نخست مجموعه محبوب «هری پاتر» اثر جی.کی رولینگ است، هر شب ساعت ۲۱ میزبان علاقه‌مندان به هنر نمایش خواهد بود.

در این نمایشِ پربازیگر، هنرمندان بسیاری از جمله سینا سلیقه‌دار، مانیا مقدم، علی افتخاری، مهرزاد جعفری، سپهر فرزاد، افشین داوودی، نگین پروا، پدرام صادقی، میلاد مرتضوی، امیرحسین فارسی، سینا باقری، سارا رحیم‌دشتی، نیوشا آذرکیوان، فریبا حسینی‌نسب، علیرضا حافظی، عرفان گل‌محمدی، فرحان حقیقیان، امید آزادخانی، ایمان رحیمدل، محراب رضائی، کیمیا کسنویه، رنلی بختیاری، محمدحسین غلامی، علی یاور، محمدنقی اظهری، شیدا بختیاری، نازنین اهرانی، مهسا صفری، امیرمحسن رجب‌پور، ایلیا شکرگزار، کیان دلدوست، مهدی کبیری، حسین کبیری، هومن مردانی، ایلیا جعفری و عسل همتی به ایفای نقش می‌پردازند.

دیگر عوامل این پروژه عبارتند از: امین شوشتری (مدیر پروژه)، محمدجواد شیخ (طراح دکور)، علیرضا حافظی (آهنگساز)، مهسا صفری (طراح گریم)، علی زندیه (طراح گرافیک و تبلیغات)، غزاله نیّر (طراح حرکت و کروگراف)، مهرزاد جعفری (مشاور کارگردان)، سروا طبسی (دستیار کارگردان)، سپهر فرزاد (بازیگردان) و کیمیا کاظم‌‌دخت (دستیار برنامه‌ریز).

علاقه‌مندان برای تماشای این نمایش می‌توانند به خانه نمایش مهرگان، واقع در خیابان انقلاب، خیابان دانشگاه، خیابان وحید نظری، پلاک ۶۰ مراجعه کنند.

محمدسجاد رشیدی این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خبر
درباره نمایش ذرات آشوب i
اعضای هلال احمر در اجرای نمایش «ذرات آشوب» در تئاتر شهر مورد تقدیر قرار گرفتند. | عکس اعضای هلال احمر در اجرای نمایش «ذرات آشوب» در تئاتر شهر مورد تقدیر قرار گرفتند.
در این مراسم که به مناسبت نهمین شب اجرای این نمایش برگزار شد، چندین مقام فرهنگی از جمله اتابک نادری، مدیرکل هنرهای نمایشی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و محمدصادق کوچک‌زاده، معاون هنری حوزه هنری، حضور داشتند. پس از اجرا، ابراهیم پشت کوهی، نویسنده و کارگردان نمایش، برای سخنرانی به روی صحنه رفت. او خاطرنشان کرد که نمایش «ذرات آشوب» اخیراً نماینده ایران در یک جشنواره بین‌المللی تئاتر در عراق بوده است، جایی که مورد تحسین منتقدان و تشویق ایستاده حضار قرار گرفته است. پشت کوهی اظهار داشت: «افتخار بزرگی است که امشب میزبان چنین مخاطبان با بصیرتی برای پروژه‌ای با ...
دیدن ادامه ››

در این مراسم که به مناسبت نهمین شب اجرای این نمایش برگزار شد، چندین مقام فرهنگی از جمله اتابک نادری، مدیرکل هنرهای نمایشی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و محمدصادق کوچک‌زاده، معاون هنری حوزه هنری، حضور داشتند.

پس از اجرا، ابراهیم پشت کوهی، نویسنده و کارگردان نمایش، برای سخنرانی به روی صحنه رفت. او خاطرنشان کرد که نمایش «ذرات آشوب» اخیراً نماینده ایران در یک جشنواره بین‌المللی تئاتر در عراق بوده است، جایی که مورد تحسین منتقدان و تشویق ایستاده حضار قرار گرفته است. پشت کوهی اظهار داشت: «افتخار بزرگی است که امشب میزبان چنین مخاطبان با بصیرتی برای پروژه‌ای با محوریت ایران و خلیج فارس هستیم.»

این کارگردان در تقدیر از اعضای هلال احمر که در طول درگیری اخیر فعال بودند، خاطرنشان کرد: «بعضی افراد به سادگی در زمان حرکت می‌کنند، اما برخی دیگر تلاش می‌کنند تا در عمق زمان حرکت کنند. امشب، بازیگران و عوامل فیلم «ذرات آشوب» مفتخرند که میزبان افراد شریفی از جمعیت هلال احمر باشند که به نظر من در طول جنگ تحمیلی اخیر در عمق زمان حرکت کردند.»

این نمایش که به نویسندگی و کارگردانی ابراهیم پشت کوهی و تهیه‌کنندگی باشگاه تئاتر سوره روی صحنه رفته، روایتی قدرتمند از ایستادگی در خلیج فارس ارائه می‌دهد.

این اثر به عنوان یک اثر حماسی توصیف شده است که آزادسازی جزیره هرمز از اشغال پرتغالی‌ها را به تصویر می‌کشد. این روایت تکان‌دهنده، عمیقاً به پیروزی قهرمانانه ساکنان خلیج فارس می‌پردازد، زیرا آنها با شجاعت برای حفظ حاکمیت سرزمین مادری خود ایستادگی کردند و عملاً قید و بندهای اشغال دیرینه و جاه‌طلبی استعماری را از بین بردند. این یک حماسه عمیق از یک قیام دریایی است، جایی که جوامع دریایی مقاوم مانند موج در برابر نفوذ بیگانگان قیام کردند. این نمایش که در پس‌زمینه‌ای از عشق پرشور و بهای سنگین خون قرار دارد، به طرز استادانه‌ای شور و جادوی ذاتی سواحل جنوبی ایران - منطقه‌ای که در آن افسانه و واقعیت در هم می‌آمیزند - را به تصویر می‌کشد. 

فضای این اجرا با اجراهای زنده و خاطره‌انگیز موسیقی که از سازهای سنتی و سرودهای ریتمیک استفاده می‌کنند و ضربان قلب مردم ساحل‌نشین را منعکس می‌کنند، تشدید می‌شود. این تلفیق هنری صرفاً روایت یک شورش نیست؛ بلکه عمق روانی و معنوی جامعه‌ای را بررسی می‌کند که قدرت نهایی خود را در وحدت یافته است. این اجرا با در هم آمیختن زیبایی بکر فولکلور جنوبی با واقعیت‌های تلخ جنگ دریایی، یک تجربه حسی فراگیر ایجاد می‌کند که شجاعت اجدادی کسانی را که سواحل هرمز را به دژی دائمی از آزادی و عزت ملی تبدیل کردند، گرامی می‌دارد.

این اثر چیزی بیش از بازگویی صرف یک رویداد تاریخی است؛ تصویری زنده و موسیقایی از روحیه مقاومت ایرانی است که در آغوش خلیج فارس پرورش یافته و تعریف شده است. «ذرات آشوب» با برجسته کردن اهمیت استراتژیک و فرهنگی منطقه، عظمت روح ایرانی و پایداری آن در برابر قدرت‌های استعماری را به تصویر می‌کشد. 

این نمایش یادآور این نکته است که خلیج فارس صرفاً یک نام نیست، بلکه سرچشمه هویت، مقاومت و غرور تاریخی ایرانیان است - مکانی که آزادی در امواج آن طنین‌انداز می‌شود و تاریخ در امتداد سواحل آن نفس می‌کشد.

علاقه‌مندان میتوانند جهت تهیه بلیت به صفحه نمایش ذرات آشوب در تیوال مراجعه کنند.

برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
سعید کریمی: «پابرهنه، لخت، قلبی در مشت» روایت انسانیت در دل رنج است | عکس سعید کریمی: «پابرهنه، لخت، قلبی در مشت» روایت انسانیت در دل رنج است
سعید کریمی، بازیگر نمایش «پابرهنه، لخت، قلبی در مشت» این اثر را روایتی انسانی از رنج مهاجرت دانست که تاکید می‌کند انسان با وجود نابودی زندگی‌اش، همچنان عشق، ایمان و انسانیت را در خود زنده نگه می‌دارد.  به گزارش ایران‌تئاتر، سعید کریمی، بازیگر نمایش «پابرهنه، لخت، قلبی در مشت» به نویسندگی و کارگردانی علیرضا کوشک جلالی که این شب‌ها در بوتیک هنر ایران روی صحنه است، درباره نقش خود در این اثر توضیح داد. کریمی درباره شخصیت «علی کبیر» در این اثر نمایشی، گفت: شخصیت «علی کبیر» شخصیتی چندلایه است؛ پدری مهاجر که همراه ...
دیدن ادامه ››

سعید کریمی، بازیگر نمایش «پابرهنه، لخت، قلبی در مشت» این اثر را روایتی انسانی از رنج مهاجرت دانست که تاکید می‌کند انسان با وجود نابودی زندگی‌اش، همچنان عشق، ایمان و انسانیت را در خود زنده نگه می‌دارد.

 به گزارش ایران‌تئاتر، سعید کریمی، بازیگر نمایش «پابرهنه، لخت، قلبی در مشت» به نویسندگی و کارگردانی علیرضا کوشک جلالی که این شب‌ها در بوتیک هنر ایران روی صحنه است، درباره نقش خود در این اثر توضیح داد.

کریمی درباره شخصیت «علی کبیر» در این اثر نمایشی، گفت: شخصیت «علی کبیر» شخصیتی چندلایه است؛ پدری مهاجر که همراه با خانواده‌اش در کشوری با فرهنگ، زبان و دینی متفاوت زندگی می‌کند و با چالش‌های بسیاری روبه‌رو می‌شود. او در جایگاه‌هایی چون پدر، همسر، دوست، شهروند، کارگر و همسایه با دیگران در تعامل است. در جریان داستان، او همسر و فرزند کوچکش را در پی حمله چند نژادپرست آلمانی به خانه‌شان از دست می‌دهد و در واقع حاصل یک عمر زندگی‌اش در آلمان نابود می‌شود، اما با وجود این رنج بزرگ، عشق و محبت را فراموش نمی‌کند و ایمان و انسانیت خود را حفظ می‌کند.»

او ادامه داد: «این نمایشنامه سراسر از عشق و محبت به همنوع سخن می‌گوید و این موضوع برای من بسیار ارزشمند است؛ به‌ویژه اینکه ما در این روزگار بیش از هر زمان دیگری به چنین مفاهیمی نیاز داریم. این اثر به ما یادآوری می‌کند که با وجود فشارها و مشکلات زندگی، هنوز انسان هستیم و توانایی عبور از بحران‌ها و دستگیری از یکدیگر را داریم.»

این بازیگر درباره چالش‌های ایفای این نقش، توضیح داد: «در حدود یک‌ونیم ماهی که آقای کوشک جلالی در شیراز حضور داشتند، روند شکل‌گیری نقش زیر نظر ایشان انجام شد و من از هدایت و تجربه او بسیار آموختم. علی کبیر شخصیتی با روحی بزرگ است و رسیدن به چنین ویژگی‌هایی در زندگی واقعی بسیار دشوار است. زمانی که خودم را در موقعیت‌های داستان قرار می‌دادم، گاهی با واکنش‌های عجولانه مواجه می‌شدم؛ اما علی کبیر شخصیتی است که قضاوت نمی‌کند، دردها را در خود هضم می‌کند و به ایمان و قلبش پناه می‌برد. او با کمک دوستانش و با وجود همه ناملایمات، دوباره خودش را پیدا می‌کند و در برابر زندگی تسلیم نمی‌شود.»

کریمی درباره روند نزدیک‌شدن به نقش، افزود: «طبیعتاً هر بازیگر با جهان‌بینی، تجربه زیستی و پیشینه شخصی خودش وارد یک نقش می‌شود و من هم از این قاعده مستثنا نبودم. تفاوت‌هایی میان من و شخصیت «علی کبیر» وجود داشت؛ از نوع نگاه و تجربه‌های زندگی گرفته تا احساسات و واکنش‌ها. در برخی لحظات حتی ممکن بود برداشت شخصی من با آنچه نقش طلب می‌کرد متفاوت باشد، اما روند تمرین به من کمک کرد تا به‌تدریج به شخصیت نزدیک شوم و جهان او را بهتر درک کنم. حضور خودِ نویسنده به‌عنوان کارگردان نیز این مسیر را دقیق‌تر و عمیق‌تر کرد. آقای کوشک جلالی با حساسیت و دقت، بازیگر را به سمت درک درست نقش هدایت می‌کنند و همین موضوع باعث شد بتوانم ارتباط نزدیک‌تری با «علی کبیر» برقرار کنم.»

او همچنین تجربه همکاری با کوشک جلالی را بسیار مهم و آموزنده دانست و گفت: «آقای کوشک جلالی شناخت دقیقی از مخاطب دارند و می‌دانند چگونه مفاهیم را با زبانی ساده، صمیمی و در عین حال عمیق منتقل کنند. همین ویژگی باعث می‌شود فاصله میان نگاه نویسنده، بازیگر و مخاطب کمتر شود.»

سعید کریمی در پایان سخنانش گفت: «این نمایش پیش از این در شیراز با استقبال مخاطبان روبه‌رو شد و اکنون دور دوم اجرای خود را در تهران پشت سر می‌گذارد. اجرا در تهران می‌تواند فرصت شنیده شدن پیام اثر را گسترده‌تر کند. البته برای هر هنرمندی نیز اجرای اثر روی صحنه سالن‌های پایتخت کشورش تجربه‌ای ارزشمند به شمار می‌آید اما مهم این است که بر هر صحنه‌ای از عشق، انسان‌دوستی، صلح و مبارزه با نژادپرستی سخن گفته شود. تهران، مشهد، تبریز، اصفهان یا هر شهر دیگری تفاوتی ندارد؛ هرجا که انسان حضور دارد می‌تواند صحنه‌ای برای بیان این مفاهیم باشد.»

منبع: ایران‌تئاتر